یک پرس عدس‌پلو را در خواب خوردم!

... تا خواستم بخوابم، شنیدم یک نفر دارد داد می‌زند: ناهار آوردند. اطراف را نگاه کردم. یکی از مسئولان تیپ که لهجه شهرستانی داشت گفت: «فلانی به این‌ها غذا ندهید. این‌ها از جنگ فرار کرده‌اند.» یکهو آمپرم رفت روی ۱۰۰! داد زدم: «چی می‌گی فرار کردن؟ ما تا الان زیر آتش مقاومت می‌کردیم. خود مسئولان تیپ گفتند برای استراحت به اینجا بیاییم»

… تا خواستم بخوابم، شنیدم یک نفر دارد داد می‌زند: ناهار آوردند. اطراف را نگاه کردم. یکی از مسئولان تیپ که لهجه شهرستانی داشت گفت: «فلانی به این‌ها غذا ندهید. این‌ها از جنگ فرار کرده‌اند.» یکهو آمپرم رفت روی ۱۰۰! داد زدم: «چی می‌گی فرار کردن؟ ما تا الان زیر آتش مقاومت می‌کردیم. خود مسئولان تیپ گفتند برای استراحت به اینجا بیاییم»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *