برخی ترجیح می‌دهند نقاشی ایرانی به موزه برود 

ما درباره شاهنامه و دیگر کتب ادبی و داستانی تاریخی‌مان و رویداد‌های بزرگ و کوچک دیگر می‌توانیم از نقاشی سنتی ایرانی بهره ببریم. اینها اگر مصورسازی شود، می‌تواند ارتباط خوبی با نسل جدید بگیرد. مدیران فرهنگی ما لازم است به این درک برسند که فرهنگ ما از طریق هنر‌های سنتی ما بیشتر امکان ترویج و رشد دارد. قالب و سبک ایرانی زبان خود و هنر به اصطلاح مدرن و اروپایی اقتضائات خاص خود را دارد. بیاییم برای حفظ هویت ایرانی- اسلامی هم که شده این میراث را حراست کنیم

ما درباره شاهنامه و دیگر کتب ادبی و داستانی تاریخی‌مان و رویداد‌های بزرگ و کوچک دیگر می‌توانیم از نقاشی سنتی ایرانی بهره ببریم. اینها اگر مصورسازی شود، می‌تواند ارتباط خوبی با نسل جدید بگیرد. مدیران فرهنگی ما لازم است به این درک برسند که فرهنگ ما از طریق هنر‌های سنتی ما بیشتر امکان ترویج و رشد دارد. قالب و سبک ایرانی زبان خود و هنر به اصطلاح مدرن و اروپایی اقتضائات خاص خود را دارد. بیاییم برای حفظ هویت ایرانی- اسلامی هم که شده این میراث را حراست کنیم

جوان آنلاین:  نقاشی کلاسیک ایرانی یا آنچه از آن به عنوان نقاشی سنتی و تقریباً در نیم قرن اخیر به عنوان نقاشی قهوه‌خانه‌ای یاد می‌شود، میراثی است که حفظ و حمایت از آن بر هر ایرانی وطن‌پرست واجب است، اما همواره شاهد بوده‌ایم که به انحای مختلف به این میراث گرانبها بی‌اعتنایی شده است تا جایی که نسل جدید اغلب درک و شناختی از آن ندارد. مراکز آموزش عالی، آموزش و پرورش، شهرداری‌ها، صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از مراکزی هستند که حراست از هنر ملی و ایرانی جزو تکالیف اصلی آنهاست. سؤال مهمی که وجود دارد این است که این مراکز تا چه اندازه به تکالیف خود در این باره عمل می‌کنند. «جوان» در لابه‌لای گفت‌و‌گو با محمدرضا حسینی، استاد نقاشی قهوه‌خانه‌ای پاسخ به این سؤال را جست‌و‌جو کرده است. 

امروز جامعه به ویژه نسل جوان و نوجوان با شنیدن عبارت نقاشی قهوه‌خانه‌ای دقیقاً چه آثاری در ذهن‌شان ترسیم می‌شود؟ 

اطلاق واژه قهوه‌خانه‌ای به این سبک از نقاشی نهایتاً شاید به ۴۰ یا ۵۰ سال اخیر برسد. در اصل این سبک نقاشی سنتی ایرانی است. این نقاشی با همین سبک و سیاق و مشخصات ظاهری در جا‌هایی مثل نقش رستم و طاق‌بستان و برخی سنگ‌واره‌های باستانی قابل مشاهده است. بعد‌ها وقتی روی رقعه یا پوست یا پارچه می‌آید، تکثر بیشتری پیدا می‌کند. برای اینکه بفهمیم این نقاشی از دوره باستان وجود داشته است، می‌توانیم به شاهنامه فردوسی مراجعه کنیم. ضحاک برای یافتن و دستگیرکردن جمشید دستور می‌دهد چهره او را بکشند و حتی تا چین هم مردانش را گسیل می‌کند تا اینکه نزدیک دریای چین او را پیدا می‌کنند. پس از ظهور اسلام در ایران تا چند قرن هنر‌های تجسمی قدری کمرنگ می‌شود، چون در آیین‌های جاهلیت از این هنر برای تجسم بت‌ها استفاده می‌کردند و پیامبر مکرم اسلام (ص) به این دلیل آن را منع کرده بودند. در فتح مکه مشاهده می‌کنیم که عرب جاهلی نقاشی‌هایی را درون خانه کعبه آویزان یا حک کرده بود که پیامبر اسلام (ص) و امیرالمؤمنین (ع) آنها را پاک می‌کنند. تا حدود قرن هفتم که عباسیان روی کار بودند و کشیدن نقاشی از چهره ممنوع بود، چیز زیادی به عنوان هنر نقاشی نداریم، البته نقاشی گل و مرغ و اینها بوده و انجام می‌دادند. نقل است در مجلس متوکل عباسی به امام هادی (ع) جسارت می‌کنند و ایشان را مورد تمسخر قرار می‌دهند و حتی یکی از آنها عنوان می‌کند اگر شما می‌توانید امر کنید، این شیری که در پرده است بیاید و من را بخورد، حضرت اشاره می‌کنند شیر روی پرده نقاشی زنده می‌شود و به آن فرد حمله می‌کند، سپس به سمت متوکل می‌رود که متوکل به التماس می‌افتد و با اشاره حضرت شیر به پرده باز می‌گردد، یعنی نقاشی در دوره عباسیان هم وجود داشته است، اما مصور‌سازی به ویژه تصویر‌سازی از حضرات اهل بیت (ع) به ویژه امیرالمؤمنین علی (ع) از قرن هفتم به بعد رواج پیدا می‌کند. چون عباسیان اجازه تمثال‌کشی را اصلاً نمی‌دادند. تا دوره عباسیان حتی اجازه نشر حدیث از حضرات معصومین (ع) داده نمی‌شد، البته این تمثال‌کشی را ما پیش از آن در برخی کنیسه‌ها و کلیسا‌ها داشتیم، حتی برخی کلیسا‌ها تمثال‌هایی از پیامبر اسلام (ص) به عنوان پیامبر آخرالزمان و امیرالمؤمنین علی (ع) داشتند. 

این به پیش از اسلام برمی‌گردد؟ و آثار آن باقی مانده است؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *