از بازی مافیا تا سرقت خیابانی + گفت‌و‌گو با متهم

آخر هفته‌ای که گذشت، شمال تهران شاهد ماجرایی بود که از یک بازی ساده شروع و به یک پرونده جنایی نوجوانانه تبدیل شد. چهار نوجوان – دو دختر و دو پسر – که به ظاهر فقط می‌خواستند سرگرم شوند، درگیر نقشه‌ای شدند که زندگی‌شان را به هم ریخت، اما این ماجرا چگونه رقم خورد؟

آخر هفته‌ای که گذشت، شمال تهران شاهد ماجرایی بود که از یک بازی ساده شروع و به یک پرونده جنایی نوجوانانه تبدیل شد. چهار نوجوان – دو دختر و دو پسر – که به ظاهر فقط می‌خواستند سرگرم شوند، درگیر نقشه‌ای شدند که زندگی‌شان را به هم ریخت، اما این ماجرا چگونه رقم خورد؟

جوان آنلاین: در گوشه‌ای دنج از شمال تهران، کافه‌ای نه‌چندان بزرگ میزبان جمعی از نوجوانان و جوانان مشتاق هیجان آخر هفته بود. شیما و لیلا، دو دوست نزدیک ۱۶ ساله، معمولاً در این مکان اوقات فراغت خود را با بازی و رقابت سپری می‌کردند، اما آن پنج‌شنبه، فضای آشنا با طوفانی از اتفاقات غیرمنتظره مواجه و شب به یادماندنی شد. 

آن شب، گروهی از نوجوانان در کافه‌ای خلوت گرد هم آمدند، اما سرگرمی معمولی به سرعت رنگ و بوی خطر گرفت. یکی از پسران جمع، برای بالا بردن هیجان، پیشنهادی وسوسه‌انگیز مطرح کرد؛ تجربه‌ای که مرز‌های عادی را رد می‌کرد. در عرض چند دقیقه، جو جمع با هیجانات مصنوعی آلوده شد و مرز بین بازی و واقعیت محو شد. 

بازی خطرناک
با بالا گرفتن تنش، «سرگروه» که در جمع اعتبار ویژه‌ای داشت، قوانینی عجیب وضع کرد؛ هر کسی که نقش «شهروند» را قبول کند، باید کاری بی‌پروا انجام دهد؛ دزدیدن چند تلفن همراه در شب. کسی فکر نمی‌کرد پیشنهاد به واقعیت تبدیل شود، اما چهار نوجوان- دو دختر و دو پسر – تصمیم گرفتند شجاعت خود را ثابت کنند. آنها تجهیزات خود را آماده کردند، از جمله موتور‌هایی با پلاک‌هایی مخدوش و در تاریکی خیابان‌های شمال تهران حرکت کردند؛ با هر پیچ و خم، هیجان و ترس در هم آمیخته شد و شب را تبدیل به یک تعقیب و گریز غیرمنتظره کرد. 

سرقت ناکام

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *