
اقتصاد۲۴ – میرا قربانیفر – شاید همان زمان که رزمایش سه روزه عبور از ارس توسط نیروی زمینی سپاه برگزار شد باید به این مساله توجه میشد که سطح تنش با همسایه شمالی که بارها از کمکهای ایران بهره برده است حالا هر روز بیشتر از روز قبل در حال افزایش است.
پس از جنگ سال ۲۰۲۰ میان باکو و ارمنستان که منجر به بروز سلسله ناامنیهایی در منطقه قفقاز جنوبی شد، رزمایش سپاه در منطقه ارس با نام «ایران مقتدر» برگزار شد که در واقع سومین رزمایش در دو سال اخیر بود. تفاوت این رزمایش البته این بود که بر خلاف رزمایشهای گذشته که معمولاً در گستره سرزمینی محدودی برگزار میشد، این رزمایش تقریباً همه مرز شمال غربی ایران را دربر میگرفت.
علت این رزمایشها، بهویژه رزمایش اخیر را میتوان دنبالهدار شدن درگیریها و ناامنیها در منطقه قفقاز دانست. به خصوص که در ۶ ماه گذشته، دستکم دو بار نیروهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان با هم درگیر شدهاند. از این رو به نظر میرسد رزمایش اخیر ایران، پاسخی به بیثباتیهای سیاسی و نظامی شمال مرزهای خود، بهویژه شمال رود ارس باشد.
نباید از یاد برد که تنها یک سال قبل، مانور لشکر عاشورا تبریز در مرز ارس نیز انجام شده بود. لشکری که روزی فرماندهی آن را مهدی باکری بر عهده داشت و از مهمترین مدافعان شهرهای ایران در خوزستان بود، در حالی در مرز ارس و برای رزمایش حاضر شد که مهمترین مساله مهم در آن مانور را حضور لشکری از آذربایجان در مرز ارس میدانستند، نکتهای که به نظر میرسد در نهایت الهام علیاف رئیس جمهور آذربایجان آن چنان که باید آن را به درستی درک نکرده بود.
اما اینکه چگونه طی دو سال روابط دو کشور تا این مرحله پیش رفت را باید در موقعیت ژئوپلتیک ایران، جغرافیای منطقه و افزایش تنش بین ارمنستان و باکو و همچنین افزایش تحریمها بر ایرانتحلیل کرد. جمهوری اسلامی در حالی از سال ۱۳۹۶ هدف سختترین تحریمها و ممنوعیت مراودات جهانی قرار گرفته است که که با ۷ کشور جهان دارای مرز خاکی است و با ۱۲ کشور نیز مرز دریایی مشترک دارد. این مساله برای کشوری، چون ایران میتواند فرصت و تهدید باشد.
کنترل مرزهای یک سرزمین با این تنوع همسایه از نظر امنیتی یک بحران جدی است و از سوی دیگر دسترسی به مرز دریایی در شمال و جنوب ایران و همزمان تنوع بالای مرز خاکی نیز میتواند در زمان بحرانهای اقتصادی یک فرصت باشد؛ فرصتی که شاید با ایجاد رابطه متعادل با همسایگان، میتواند راهگشای اقتصادی باشد.
ایران در سالهای اخیر سعی کرده بنا به موقعیت اقتصادی خاص خود مسیر خود را از عراق و سوریه تا مدیترانه و اروپا باز نگه دارد و از سوی دیگر با استفاده از موقعیت جغرافیایی افغانستان و حتی به قیمت بدنامی رابطه با طالبان مسیر مراوده با چین را حفظ کند. هر چند که بسیاری از کارشناسان مسیر افغانستان را بیش از ایران برای طرف چینی دارای اهمیت میدانند چرا که چینیها توسط خاک افغانستان و دسترسی به ایران، میتوانند مسیر زمینی نیز به خاورمیانه برای خود بیابند.
در مسیر جنوب، با همه تحریمهای رخ داده، دسترسی ایران به تنگه هرمز و دو بندر مهم، چابهار و بندرعباس همواره موقعیت ایران و دست بالای آن را حفظ کرده است؛ مشکل، اما در مسیر شمال است. مسیر ایران در شمال شرقی به ترکمستان میرسد که دارای اهمیت خاصی از نظر موقعیت جغرافیایی و اقتصادی و ترانزیتی برای ایران نیست. در مقابل، اما کریدور ایران با ارمنستان همواره دارای اهمیت خاصی بوده است. این مسیر دسترسی ایران به روسیه، بلاورس، اوکراین و به تبع آن بخشی از اروپا بوده است.
یکی از اولین تبعات جنگ بین ارمنستان و آذربایجان در سال ۲۰۲۰، تنگ شدن دالان عبور ایران بود. کما این که برخی از کارشناسان حوزه قفقاز در آن زمان یکی از بازیهای دولت باکو را تلاش برای محدود کردن دسترسی ایران از نظر مرزی به ارمنستان دانستند و معتقد بودند این تلاشی برای مسدود کردن مسیر ایران است. هر چند نمیتوان علت یک جنگ که عامل اصلی آن قره باغ بود را به حد بستن مرز دو کشور تقلیل داد، اما نمیتوان از تلاش دولت باکو با همراهی پشت پرده ترکیه اردوغان نیز به راحتی عبور کرد. پس دیگر عجیب نبود زمانی که در ۲۵ آبان سال ۱۴۰۰ و یک روز پس از آن که مولود چاووشاغلو وزیرخارجه ترکیه در تهران با روی گشاده ابراهیم رئیسی مواجه شد تا بسیاری از ناظران از پایان یک دوره تنش در رابطه بین ایران و ترکیه سخن به میان آورند، ارتش جمهوری آذربایجان با پیشروی از استان کلبجر خود تا عمق ۱۰ کیلومتری خاک ارمنستان به سوی شهر سیسیانِ، آتشبس ۹ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی با ارمنستان را نقض و اقدام به گرفتن اسیر از نیروهای مسلح ارمنی کرد؛ اسرایی که انتشار ویدیوهای رفتار طرف آذری با آنان در فضای مجازی هر دو طرف و حتی ایران و روسیه و ترکیه نیز واکنشبرانگیز شد و طیفی از واکنشها از انزجار تا تشویق و افتخار به شجاعت نیروهای آذربایجانی را رقم زد.
شاید در آن زمان ایران تصور میکرد با بهبود روابط با ترکیه تنش در مرزهای خود را نیز کنترل خواهد کرد، اما در نهایت این روند به گونه دیگری پیش رفت. هر چند که در آبان ۱۴۰۰، بالاخره با پادرمیانی روسیه، نیروهای آذربایجان از عمق خاک ارمنستان عقبنشینی کردند و نیکول پاشینیان نخستوزیر متمایل به غرب ارمنستان نیز با تغییر وزیر دفاع و عزل آرشاک کاراپتیان تلاش کرد جلوی افزایش تنش را بگیرد، اما بهنظر میرسد کوتاه آمدن پاشینیان و عزل چهارمین وزیر دفاع ارمنستان در یک سال نیز مانع از تداوم تنش در خط مرزی دو کشور نشد.
