به گزارش خبرگزاری آنا، «فراخوان داد و مردم به خیابان آمدند»؛ این ادعایی است که پهلویچیها دارند، اما دادههای سطح خیابان روایت دیگری را بازگو میکنند: آن وسط همه هستند، نوجوانی که میترسد از همسالانش جا بماند و فردا در مدرسه مقابل رفیقی که برایش کُری میخواند کم بیاورد؛ مادری که نتوانسته هیجان جوان ۱۷ سالهاش را کنترل کند و دوشادوش او به خیابان آمده؛ پدری که سر کوچه رفته تا رد همهمه را دنبال کند و به قول معروف برای خانه و خانواده خبری بیاورد.
خیلیها به خیابان رفتند: عدهای از سر کنجکاوی و هیجان، عدهای برای تماشا، عدهای به امید تغییر و عدهای اندک به هوای براندازی.
اما اینجا در ایران، در فقدان قانونی مدون برای تجمعات، حلقه اعتراض نه در اختیار مردم است و نه در مدیریت مجریان و ناظران قانون. این حلقه به دست آن عده قلیلی افتاده که آموزش دیدهاند برای مصادره صدای مردم.
