واکاوی دلایل و ریشه شادمانی از باخت تیم ملی

این شاید اولین بار بود که برخی مردم در کوچه و خیابان و خانه و شبکه‌های اجتماعی از باخت تیم ملی در رقابت‌های جام‌جهانی خوشحال بودند.
این شاید اولین بار بود که برخی مردم در کوچه و خیابان و خانه و شبکه‌های اجتماعی از باخت تیم ملی در رقابت‌های جام‌جهانی خوشحال بودند.

واکاوی ریشه شادمانی از باخت تیم ملی

اقتصاد۲۴- بازی ایران در مقابل تیم فوتبال انگلستان واکنش بسیاری را برانگیخت. از کاربران فضای مجازی تا روزنامه‌های رسمی کشور، هرکدام به نحوی واکنشی داشتند. عده زیادی در فضای مجازی، پیروزی انگلستان (بخوانید باخت تیم ایران) را جشن گرفتند و عده‌ای دیگر با روحیه دادن به بازیکنان تیم ملی، باخت را طبیعت فوتبال می‌خواندند. روزنامه کیهان، در واکنش به نخواندن سرود ملی در آغاز رقابت، بازیکنان تیم ملی را بی‌غیرت خواند و ۶ گل تیم انگلستان را به پای «انگلیس، اسراییل، آل سعود و وطن‌فروشان داخلی و خارجی» نوشت. فضای دوقطبی حاکم بر جامعه امروز تا حدی قابل توصیف است، اما توجیهش کمی دشوار؛ از همدلی با تیم ملی حتی پس از باخت در مقابل آرژانتین تا خوشحالی وصف‌ناپذیر برای باخت ۶ بر ۲ در مقابل انگلیس، چه اتفاقی در جامعه ایرانی افتاده؟ آیا پایکوبی برای باخت تیم ملی فوتبال نشان بی‌غیرتی یا از سقوط حس ملی‌گرایی در کشور است؟
روزنامه اینترنتی فراز در این مورد با «امان‌الله قرایی‌مقدم»، جامعه‌شناش و پژوهشگر اجتماعی گفتگو کرده است.
«قرایی مقدم» در توضیح رفتار مردم ایران پس از بازی ایران-انگلیس گفت: «وقتی که جامعه یک درد مشترک را احساس می‌کند تمام زمینه‌های فکری، فعالیتی، روحی، روانی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را در بر می‌گیرد. جامعه امروز با مشکلی رو به رو است. اعتراض، اغتشاش، خیزش، انقلاب؛ اسمش را هرچه می‌خواهند بگذارند. وقتی که از همدلی یا همبستگی ارگانیک صحبت می‌کنیم، متفاوت از همبستگی مکانیکی است.

وی افزود: در همبستگی ارگانیک،  جامعه به مانند یک پیکر واحد در نظر گرفته می‌شود که تمام اعضا و جوارحش در ارتباط با یکدیگر و هماهنگ با یکدیگر حرکت می‌کنند. در حالی که در همبستگی مکانیکی، هر کدام از اعضا مثل اجزای یک ماشین جداگانه کار می‌کنند، اما نمی‌دانند چه کار! یعنی اگر یکی از اعضا خراب شود، عضو دیگر نمی‌داند پیستون خراب شده یا رینگ.

قراپی مقدم گفت: در جامعه ما نیز امروز همبستگی ارگانیک وجود دارد. یعنی «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضو‌ها را نماند قرار». جامعه ایران امروز همدل شده است. مردم احساس می‌کنند یک درد بزرگ بر جامعه وارد شده است. مهم نیست که این درد به بلوچ وارد آمده یا به کرد و تهرانی. جامعه امروز وقتی وقایع تلخ مهاباد و کامیاران و کرمانشاه و زاهدان و سنندج و تهران را می‌بیند، دیگر نه ورزش برایش اهمیت دارد و نه غذا خوردن و تفریح و رقص و آواز و شادی. به قول ژان پل سارتر، «من غم دیگری را احساس می‌کنم، بدون این‌که با شادی خودم اشتباه بگیرم».

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *