پس از صدور حکم اعدام، لاوازیه از دادگاه درخواست کرد به او مهلتی دهند تا بتواند آزمایشهای علمیاش را انجام دهد ولی یکی از قضات دادگاه، مردی به نام ژان باپتیست کوفن هال، در پاسخ به درخواست لاوازیه گفت: «جمهوری انقلابی فرانسه دیگر شیمیدان نیاز ندارد.» این جمله تلخ، نمادی بود از تضاد عقل علمی و هیجانات خام.
جوان آنلاین: عصر ایران نوشت:
در نیمهٔ قرن هجدهم (۱۷۴۳)، در پاریس پرجنبوجوش، پسری به دنیا آمد که بعدها لقب “پدر شیمی مدرن” نصیبش شد: آنتوان لاوازیه. خانوادهٔ او از طبقهٔ بورژوازی بودند. پدرش وکیل و فردی اهل مطالعه و مادرش، زنی دارای علائق فرهنگی. او در کودکی، در میان کتابها و دفترهای پدر، با دنیای قوانین و نظم آشنا شد و شوق مطالعه و کشف را در خود پرورش داد. اما زندگی او، برخلاف ظاهر آرام و پرآب و تاب خانوادگی، با شتابی خشن و زمانهای پرتلاطم پیوند داشت؛ دورانی که فرانسه آمادهٔ انقلاب و تغییر بود و دانش و سیاست گاه دست در دست هم میرفتند و گاه در تضاد کامل قرار میگرفتند.
لاوازیه در سنین نوجوانی به مدرسهٔ ممتاز رفت و در آنجا با ریاضیات و فیزیک آشنا شد و پایههای تفکر علمی را آموخت. او ذهنی کنجکاو داشت و همیشه در پی فهم دقیق پدیدهها بود، نه پذیرفتن توضیحات قدیمی یا حدس و گمانها. این ویژگی در شیمیخوانی و شیمیدانیِ او، نقطهٔ تمایزش با شیمیستهای معاصرش شد.
