
اقتصاد۲۴-در یکی، دو ماهه اخیر ایران دستخوش اعتراضاتی شده که شاید بتوان گفت در سالهای گذشته نمونهای از آن را نمیتوان یاد کرد. این موج اعتراضات زوایای مختلفی داشته و هر زاویه آن را میتوان در مباحث بسیار طولانی تحلیل کرد، اما آنچه بیشتر موجب نگرانی میشود، دخالت بیگانگان خارج از مرز و صید خواستهها و تمایلات خود از آبی است که خود نیز آن را گلآلود کردهاند. گفتوگو با عماد افروغ، نویسنده، جامعهشناس و سیاستمدار درباره الزامات و جامعهشناسی اعتراض، ریشه اعتراضات و مرز آن با تجزیهطلبی و براندازی را در ادامه میخوانید.
اعتراضات چه الزامی دارد و از باب جامعهشناسی چگونه میشود این الزام را تحلیل کرد؟ ریشه اعتراضات را چگونه میتوان دستهبندی کرد؟ باید به خیلی از موضوعات پاسخ داد تا رسید به ریشه اعتراض. نخست باید دید که فلسفه وجودی و ضرورت اعتراض چیست و آیا اعتراض امری موجه است یا خیر؟
درخصوص ضرورت اعتراض، باید بگویم که هیچ تردیدی در اصل و ضرورت اعتراض نیست؛ حتی اگر معصوم هم حاکم باشد، حسب شناختی که ما از حکومت حضرت امیر(ع) و از سیره نظری و عملی ایشان داریم، باز جایی برای چون و چرا کردن وجود دارد. اگر به خطبه ۳۴ و ۲۱۶ نهجالبلاغه دقت کنیم، ایشان با توجه به ریشههای اعتراض و منشأ اعتراض، میفرمایند که «مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است. حق شما بر من آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید، و اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید. هرگاه شما را فراخواندم اجابت و فرمان دادم اطاعت کنید.» اینکه میفرماید در نهان و آشکار خیرخواه من باشید، بدین معناست که اگر اشکال و ضعفی میبینید، آن را بازگو کنید که این میتواند ریشه همان چون و چرا کردنها و اعتراضات باشد.
