عصر ایران ؛ علی خیرآبادی – هیچکس منکر شرایط دشوار تیم ملی ایران در مسیر جام جهانی نیست. از کمبود بازیهای تدارکاتی باکیفیت گرفته تا مشکلات ویزا و حواشی خارج از زمین، همه عواملی بودند که کار کادر فنی را سخت کردند. اما مسئله اینجاست که وقتی عملکرد فنی تیم قابل دفاع نیست، ارجاع مداوم به مشکلات بیرونی نمیتواند پاسخگوی پرسشهای فنی باشد. تساوی ۲-۲ مقابل نیوزیلند در نخستین مسابقه جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه نتیجهای ناامیدکننده باشد، نشانهای از سردرگمی تاکتیکی تیم ملی بود. تیمی که دو بار از حریف عقب افتاد و هر دو بار به بازی برگشت، اما هرگز نتوانست کنترل مسابقه را در اختیار بگیرد.
مشکل اصلی برای بسیاری از منتقدان نه نتیجه، بلکه فقدان منطق مشخص در تصمیمات کادر فنی است. اگر فلسفه بازی بر استفاده از مهاجم هدف و ارسالهای مستقیم بنا شده، انتخاب مغانلو در ترکیب اصلی قابل درک است. مغانلو مهاجمی است که میتواند پشت به دروازه بازی کند، توپ را نگه دارد و زمینه اضافه شدن بقیه تیم را به فاز حمله فراهم کند. اما سوال اینجاست که اگر چنین پلنی وجود داشته، چرا در ادامه علی علیپور جانشین او شد؟ علیپور اساساً مهاجمی با ویژگیهای متفاوت است و در بازی هوایی و نبردهای فیزیکی مشابه مغانلو عمل نمیکند. در حالی که دنیس اکرت با مشخصات فیزیکی نزدیکتر به مغانلو روی نیمکت حضور داشت، این تعویض بیشتر نشانه تغییر ناگهانی ایدهها بود تا اجرای یک برنامه از پیش تعیینشده.
| typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
