مردی که با شریک سابق خود بر سر شراکت در خرید و فروش ارز دیجیتال دچار اختلاف شده بود با پاشیدن اسید به سر و صورت او، حادثهای دلخراش را در یکی از محلههای مرکز تهران رقم زد. متهم در میان فریادهای «آی سوختم» قربانی فرار کرد. پلیس در تلاش است مرد اسیدپاش را بازداشت و زوایای پنهان حادثه را برملا کند.
جوان آنلاین: چند روز قبل، فریادهای «آی سوختم» مردی، سکوت یکی از خیابانهای مرکز شهر تهران را شکست و باعث شد اهالی محله سراسیمه از خانههایشان بیرون بیایند. ساکنان کوچه با صحنهای هولناک روبهرو شدند؛ مردی که دستهایش را روی صورتش گرفته بود و با درد فریاد میزد و از شدت سوختگی به خود میپیچید.
فرار مرد بطری به دست با خودروی سواری
در همان لحظات، شاهدان مرد جوان دیگری را دیدند که بطری در دست داشت و با عجله به سمت یک خودروی سواری رفت. این مرد پس از سوار شدن به خودرو به سرعت از محل حادثه متواری شد. اهالی محل که متوجه وقوع یک حادثه جدی شده بودند، بلافاصله با اورژانس و پلیس تماس گرفتند و تا رسیدن نیروهای امدادی به کمک مرد مجروح شتافتند.
دقایقی بعد، آمبولانس اورژانس در محل حاضر شد و مرد زخمی را که از ناحیه سر، صورت، دست و پا دچار آسیبدیدگی شدید شده بود، برای دریافت خدمات درمانی فوری به یکی از مراکز درمانی منتقل کرد.
از سوی دیگر، مأموران پلیس نیز پس از دریافت گزارش مردمی، به سرعت در محل حادثه حضور یافتند. بررسیهای اولیه و تحقیقات میدانی از همسایگان نشان داد مرد مجروح «حمید» نام دارد و به تنهایی در یکی از واحدهای این ساختمان مسکونی زندگی میکند. تحقیقات پلیس حکایت از آن داشت که حمید لحظاتی پیش از انتقال به بیمارستان، هدف اسیدپاشی قرار گرفته و عامل این حادثه نیز پس از ارتکاب جرم با خودروی شخصیاش از محل گریخته است.
سرنخ پلیس؛ ضارب از آشنایان قربانی بود
در ادامه رسیدگی به این پرونده، مأموران پلیس برای بررسی ابعاد حادثه راهی بیمارستان شدند. مرد مجروح که تحت درمان قرار داشت، در تحقیقات اولیه عامل اسیدپاشی را فردی آشنا به نام «فرید» معرفی کرد که از همکاران سابق او بود. روند تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت تا اینکه صبح دیروز، قربانی اسیدپاشی با حضور در دادسرای امور جنایی تهران، پرده از راز این حادثه هولناک برداشت.
افشای راز اسیدپاشی
وی که قسمتی از دست و پا و صورتش پانسمان بود در اظهارات خود گفت: «سالهاست که در زمینه خرید و فروش ارز دیجیتال فعالیت میکنم. به دلیل گذراندن دورههای تخصصی، در این کار حرفهای هستم و درآمد خوبی دارم. حدود دو سال قبل، در جریان یک معامله با فرید آشنا شدم. او متوجه شد که در این حوزه تجربه و مهارت دارم و به همین دلیل پیشنهاد داد با هم به صورت شراکتی فعالیت کنیم.»
این مرد ادامه داد: «پیشنهادش را پذیرفتم و مدتی با هم در زمینه خرید و فروش ارز دیجیتال و رمزارز کار کردیم. در این مدت سود خوبی نصیبمان شد و هر دو از همکاری راضی بودیم، اما پس از مدتی به دلایلی تصمیم گرفتم به تنهایی کار کنم و به شراکت با او پایان دادم. فرید از این موضوع ناراحت شد و اصرار داشت همکاریمان ادامه پیدا کند، اما من قبول نکردم و از هم جدا شدیم. بعد از آن دیگر فرید را ندیدم تا روز حادثه.»
