
اقتصاد۲۴- عرصه سیاست خارجی یکی از مهم ترین حوزههای حکمروایی در هر کشوری است. حوزهای که در قالب آن روابط یک کشور با جهان بیرونی تنظیم میشود و پیامها و سیاستهای کلان یک کشور در قالب رویهها و رفتارهایی خاص نمود عینی پیدا میکند. البته که سیاست خارجی صرفا در حوزه سیاسی محدود نمیماند و نقشی قابل توجه در تسهیل روند رشد و توسعه اقتصادی، فناورانه، فرهنگی، علمی، و حتی نظامی کشورها نیز بازی میکند.
به گزارش فرارو، از این رو، سیستم حکمروایی در هر کشور بایستی به حوزه سیاست خارجی به مثابه عرصهای بنگرد که کاملا پیچیده است و مدیریتِ درست آن میتواند سیل قابل توجهی از فرصتها را برای کشور خلق و طبیعتا مدیریت غلط آن، فرصتسوزیهای زیادی را برای کشور به ارمغان میآورد و حتی میتواند تضییع منافع ملی را نیز به همراه داشته باشد.
از این رو، رصد و تحلیل تحولات چند ماه اخیر سیاست خارجی ایران و رفتارها در این حوزه، تا حد زیادی برخی ضعفها و چالشهایی که دستگاه دیپلماسی با آنها رو به رو است و در سطحی کلان، موجب تضییع منافع ملی کشور میشوند را آشکار ساخته است. در این رابطه به طور خاص میتوان به سه ضعف و چالش اساسی نیز اشاره کرد.
یکی از مشکلاتی که دستگاه سیاست خارجی کشور از دیرباز با آن دست به گریبان بوده، پیچیده بودن ساختارهای بوروکراتیک دستگاه دیپلماسی و متعاقبا تصمیمگیریها و تحرکاتِ دیر و غیرفرصتطلبانه در قالب آن است. این مساله به قدری در سیاست خارجی ایران برجسته و پررنگ شده که حتی برخی از فرصتسوز بودن و غیرعملگرایانه بودن سیاست خارجی ایران سخن میگویند. در این رابطه به طور خاص میتوان به دو نمونه و مثال عینی نیز که در مدت اخیر شاهد آنها بودهایم هم اشاره کنیم.
به عنوان مثال، اخیرا “شی جین پینگ” رئیس جمهور چین به کشور عربستان سعودی سفر کرد و در عین حال در جریان نشست مشترک با کشورهای عضو شورای همکاریهای خلیج فارس نیز حضور یافت و مواضعی را به نمایندگی از کشورش اتخاذ کرد که در نقطه مقابل منافع ملی کشورمان قرار داشتند. اشاره به ایران به مثابه قدرتی مداخله جو در منطقه و یا همراهی پکن با ادعاهای اعراب حاشیه خلیج فارس در مورد مساله جزایر سه گانه تنببزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، صدای بسیاری از ناظران و تحلیلگران و حتی مقامهای سیاسی در کشورمان را نیز درآورد و منجر به طرح انتقادات مختلف از طرف تهران در رابطه با مواضع چین شد.
البته که در محکوم کردن مواضع شی جین پینگ تردیدی نیست با این حال باید توجه داشت که رئیس جمهوری چین در سال ۲۰۱۶ در جریان سفری به تهران، توافقات و قراردادهای زیادی را نیز با طرف ایرانی به امضا رساند با این حال از آن زمان تا به امروز، سرعت پیشرفت در روابط دو طرف جهت اجرایی کردن توافقاتشان به شدت پایین بوده است و حتی دیگر کمتر خبری از توافق مشارکت راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین نیز میشنویم.
در این چهارچوب، چینیها با مشاهده کُندی عملکرد ایران، عملا گرایش خود را معطوف به بازیگرانی در منطقه خارومیانه کردهاند که عملگرایانهتر و فرصت طالبانهتر به عرصه سیاست خارجی مینگرند و درست به همین دلیل است که شاهد توسعه روابط چین با عربستان سعودی هستیم.
از این منظر، عدم شکار به موقعِ فرصتها از سوی دستگاه سیاست خارجی کشورمان، یک فرصت قابل توجه را از ایران سلب و در اختیار رقبای تهران قرار داده است. موضوعی که همانطور که پیشتر گفته شد تا حد زیادی ریشه در تصمیمگیریهای کُند کشور در حوزه سیاست خارجی دارد که البته این مساله نیز ناشی از روندهای بوروکراتیک پیچیده و زمانبَر دستگاه دیپلماسی و ساختار تصمیمی سازی در این حوزه است.
در نمونهای دیگر در مذاکرات اتمی وین با محوریت احیای برجام نیز شاهد بودهایم که تعلل ایران جهت دستیابی به توافق با غرب، موجب شده تا یکی پس از دیگری، فرصتها از دست ایران خارج شوند و شرایط برای دستیابی به یک توافق و بهبود نسبی فضای معادلات اقتصادی و سیاسی کشورمان از بین برود. در این راستا، مدام دیپلماتها و افراد نزدیک به تیم هستهای کشورمان از تلاش جهت دستیابی به توافقی بهتر با غرب سخن گفتهاند این در حالی است که تعللهای مکرر در این رابطه موجب شد تا ابتدا جنگ اوکراین اتفاق بیفتد، سپس گزاره همکاری ایران با روسیه در قالب جنگ اوکراین و مواضع منفی طرفهای غربی علیه ایران مطرح شود، در ادامه شاهد برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره و تضعیف تیم بایدن و حزب دموکرات در ساختارهای سیاسی آمریکا بودیم و در نهایت نیز پدیده اعتراضات در ایران اتفاق افتاد که به کل گزاره مذاکره با ایران را از دستورکار دولتهای غربی خارج کرد.
در این معادله نیز بار دیگر سیاست خارجی ایران فرصت طلبانه و به موقع عمل نکرد و در دام رویههای بوروکراتیک و تحلیلهای سستی نظیر وقوع “زمستانِ سخت” برای اروپا گرفتار شد و نتیجه آن شده که اکنون شاهدیم. در شرایط فعلی، جدا از اینکه اجماعی گسترده علیه ایران در عرصه بین المللی شکل گرفته، شاهد تشدید فشارهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی نیز در مورد ایران هستیم که این مساله بدون تردید حامل پیامدهای جدی برای کشور در ادامه راه خواهد بود.
