مرگ آتشین برای نجات جان پسر خاله 

شعله‌های آتش یک کارگاه کفاشی در جنوب تهران، شاهد فداکاری مردی شد که برای نجات پسرخاله‌اش به دل آتش زد، اما لحظاتی بعد، خودش قربانی حادثه‌ای شد و جانش را از دست داد. عامل آتش‌سوزی به حبس و پرداخت دیه محکوم شد. 
یکی از روز‌های زمستان سال ۹۶، مأموران پلیس تهران از وقوع آتش‌سوزی در یک کارگاه کفاشی در جنوب پایتخت باخبر شدند. بلافاصله تیمی از مأموران به محل حادثه اعزام شدند و در بررسی‌های اولیه مشخص شد دو مرد جوان در جریان این آتش‌سوزی به شدت دچار سوختگی شده‌اند. هر دو مصدوم با کمک نیرو‌های امدادی به بیمارستان منتقل شدند. 

 اعتراف به آتش‌سوزی عمدی 
در ادامه، مأموران برای بررسی ابعاد حادثه راهی بیمارستان شدند. یکی از مصدومان به نام «محمد» به دلیل شدت سوختگی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری و حال عمومی‌اش وخیم گزارش شد. مصدوم دیگر به نام «اکبر» وضعیت بهتری داشت و در تحقیقات اولیه اعتراف کرد که خودش عامل آتش‌سوزی بوده‌است. او مدعی شد به دلیل اختلافی که با صاحب کارگاه داشته، با پاشیدن مایع اشتعال‌زا، محل کار را به آتش کشیده‌است. 
در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، به مأموران پلیس خبر رسید محمد به علت شدت سوختگی روی تخت بیمارستان جان باخته است. با توجه به اینکه آتش‌سوزی عمدی تشخیص داده‌شد، مرگ این مرد جوان پرونده را وارد مرحله تازه‌ای کرد و به دستور بازپرس جنایی، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات تخصصی را آغاز کردند. 

 اختلاف با صاحب کارگاه
بررسی‌ها نشان داد اکبر و محمد پسرخاله بودند و هر دو در این کارگاه کفاشی کار می‌کردند. ماجرا از آنجا آغاز شد که اکبر با صاحب کارگاه بر سر پرداخت‌نشدن حقوق و مزایا دچار اختلاف می‌شود. روز حادثه، درگیری لفظی میان اکبر و صاحب کارگاه بالا می‌گیرد و اکبر در اقدامی خطرناک، کارگاه را به آتش می‌کشد. صاحب کارگاه موفق به فرار می‌شود، اما اکبر در میان دود و شعله‌ها گرفتار می‌ماند. در این میان، محمد که شاهد گرفتار شدن پسرخاله‌اش در آتش بوده، برای نجات او به داخل کارگاه می‌رود، اما خودش نیز گرفتار شعله‌ها می‌شود و جانش را از دست می‌دهد. 

 بازداشت 
با روشن‌شدن این ابعاد، اکبر بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت. وی در اظهارات خود گفت: «من و پسرخاله‌ام چند سالی در این کارگاه کار می‌کردیم، اما صاحب کارگاه حق و حقوق‌مان را به موقع پرداخت نمی‌کرد. بار‌ها اعتراض کردیم، اما نتیجه‌ای نداشت. روز حادثه با او درگیر شدم و تهدید کردم اگر حقوق‌مان را ندهد، کارگاه را آتش می‌زنم. در جریان درگیری، ناخواسته آتش‌سوزی رخ داد و خودم در میان آتش گرفتار شدم. پسرخاله‌ام برای نجات من آمد، اما جانش را از دست داد.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *