
اقتصاد۲۴ – شش هفته از نخست وزیری نتانیاهو میگذرد. اگر وضعیتی عادی حاکم بود او ممکن بود هر زمانی به واشنگتن بیاید. با این وجود، اکنون برهه زمانی عادیای نیست. گفته میشود مقامهای ارشد پیرامون “جو بایدن” رئیس جمهور ایالات متحده در مورد دعوت از نتانیاهو محتاطانه رفتار میکنند چرا که نتانیاهو به دلیل نوع رویکردش در قبال فلسطینیان و برنامه اش برای اصلاحات دستگاه قضایی اسرائیل که قصد دارد طبق آن دیوان عالی اسرائیل را تابع پارلمان سازد درگیر جنجال سیاسی داخلی شده است.
به گزارش فرارو به نقل از فارین پالسی؛ هم چنین، اگر نتانیاهو به امریکا بیاید سخنرانیای سخت گیرانه را در قبال بایدن دوست قدیمی خود ایراد خواهد کرد. با این وجود، نتانیاهو در مقابل توصیههای احتمالی بایدن پاسخی در مورد سیاست داخلی اسرائیل خواهد داشت.
دیالوگ میان آن دو میتواند این گونه باشد:
نتانیاهو: اگر آن چه را واقعا نیاز دارم به من بدهید میتوانم دست راستیهای دولت ائتلافی ام را مهار کنم.
بایدن: چه بدهیم؟
نتانیاهو: از شما میخواهم با سعودیها جبران کنید.
این یک خواسته سرگردان خواهد بود. با این وجود، کارشناسان منطقهای در هفتههای اخیر به “فارین پالسی” گفته اند که بر سر این موضوع اجماع نظر دارند که تنها موضوعی که نتانیاهو به آن اهمیت میدهد علاوه بر ماندن در قدرت و به زندان نیفتادن به دلیل اتهامات رشوه و فساد مالی که متوجه اوست پایان دادن به انزوای اسرائیل در خاورمیانه از طریق متقاعد ساختن ریاض برای پیوستن به توافق ابراهیم و توافق بر سر عادی سازی روابط با اسرائیل مشابه عادی سازی رابطه اسرائیل با امارات متحده عربی، بحرین، مراکش و سودان است.
نتانیاهو معتقد است که واشنگتن میتواند در این باره ریاض را متقاعد سازد و به نوعی به اسرائیل عرضه کند. “محمد بن سلمان” ولیعهد عربستان سعودی حاکم واقعی آن پادشاهی به مقامهای اسرائیلی و امریکایی گفته که میخواهد امریکا با ریاض به عنوان نیروی اصلی منطقه رفتار کند و فروش تسلیحات به آن کشور که از پاییز گذشته متوقف شده را از سر گیرد و تعهدات امنیتی را به متحدان نزدیک خود ارائه دهد.
توافق ابراهیم حول محور جهت گیری مجدد فرهنگ سیاسی عرب بنا شده است. رژیمهای عربی مدتها مشروعیت متزلزل خود را با ابراز خصومت سرسختانه نسبت به اسرائیل تقویت کرده بودند. کشورهایی مانند مصر و اردن به جنگهای خود با اسرائیل پایان داده بودند، اما آرمان فلسطینیان را از خود ساختند.
با این وجود، در حالی که تقاضای فلسطین برای تشکیل کشور در سه دهه گذشته به بنبستی طاقت فرسا گرفتار شده بود ایران به طور فزایندهای تهدیدی جدی هم برای همسایگان سنی اش و هم برای اسرائیل ایجاد کرد. منطق دشمن مشترک بر تعهد ایدئولوژیکی که نیروی الزام آور خود را دست کم در میان نخبگان حاکم از دست داده بود در نهایت غلبه کرد.
در آگوست ۲۰۲۰ میلادی امارات متحده عربی با تشویق دولت ترامپ معاهدهای را با اسرائیل امضا کرد که بر اساس آن هر دو کشور متعهد به صلح، عادیسازی روابط و همکاری در طیف گستردهای از زمینههای اقتصادی و فنی شدند. دولتهای عربی دیگر منطقه نیز به زودی از این روند پیروی کردند. در سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی شیخ “عبدالله بن زاید آل نهیان” وزیر امور خارجه امارات متحده عربی سفری پنج روزه به اسرائیل داشت و با تمام شخصیتهای اصلی آن کشور دیدار کرد و از بنای یادبود هولوکاست بازدید نمود. اکنون که در شعبه دانشگاه نیویورک در ابوظبی یهودیان ارتدوکس افراطی از کلاسهای درس خود بیرون میآیند میتوان گفت که این توافق به واقعیت تبدیل شده است.
هسته سخت پیمان ابراهیم همکاری امنیتی منطقهای علیه ایران است. اسرائیل اکنون با بحرین و مراکش قراردادهای امنیتی امضا کرده و به امارات متحده عربی در دفاع موشکی پس از حملات صورت گرفته به ابوظبی توسط انصارالله مورد حمایت ایران در یمن کمک کرده است. این حملات که عربستان سعودی را نیز هدف قرار داده اند به رانده شدن بیشتر کشورهای حوزه خلیج فارس به سوی اسرائیل دامن زده اند که سامانه گنبد آهنین از پیشرفتهترین فناوریهای دفاع موشکی اسرائیل را نیز شامل میشود.
مطمئنا نتانیاهو در این باره درست فکر میکند که اگر عربستان سعودی به عنوان خادم حرمین شریفین، غول خلیج فارس و برای سالها قهرمان آرمان فلسطین به این حلقه همکاری بپیوندد خاورمیانه جای متفاوتی خواهد شد. این چشم انداز آشکارا در ریاض مورد بحث قرار میگیرد. محمد بن سلمان بیش از شیخ محمد بن زاید آل نهیان از امارات نسبت به فلسطینیان احساساتی نیست. او در زمان ریاست جمهوری ترامپ در مورد انتقال سفارت امریکا در اسرائیل از تل آویو به بیت المقدس مخالفتی ابراز نکرد تصمیمی که خشم فلسطینیان و حامیان آنان را برانگیخته بود.
بیشتر بخوانید: بازی با مذاکره؛ رابطه پرنوسان و دوگانه عربستان با ایران
