توقف نظم جهانی چند قطبی با ظهور چین و حمله به اوکراین

مهم نیست که دوران خود را چند قطبی یا دو قطبی بدانیم. بعید است که دورانی خوشایند پیش روی مان باشد. اندیشیدن بر حسب "حوزه نفوذ" دوباره مد شده است و به ضرر کشور‌های کوچک تری می‌باشد که خود را در تخته بازی دیگران پیاده می‌بینند.
مهم نیست که دوران خود را چند قطبی یا دو قطبی بدانیم. بعید است که دورانی خوشایند پیش روی مان باشد. اندیشیدن بر حسب “حوزه نفوذ” دوباره مد شده است و به ضرر کشور‌های کوچک تری می‌باشد که خود را در تخته بازی دیگران پیاده می‌بینند.

توقف نظم جهانی

اقتصاد۲۴- آندریاس کلوت؛ ستون نویس بلومبرگ که مسائل مرتبط با سیاست اروپا را پوشش می‌دهد. او پیش‌تر سردبیر روزنامه آلمانی «هاندلزبلات» و نویسنده نشریه اکونومیست بود.

به گزارش فرارو به نقل از بلومبرگ، اگر اطلاعات آمریکا درست باشد و چین واقعا بخواهد روسیه را در جنگ اوکراین برای نسل زدایی علیه اوکراینی مسلح کند ممکن است وارد دوران جدیدی در روابط بین الملل شویم دورانی حتی خطرناک از گذشته.
در واقع، حمایت نظامی چین از روسیه در نهایت درگیری اوکراین را به جنگ نیابتی بین دو بلوک متخاصم تبدیل می‌کند و سومین بلوک تلاش خواهد کرد از این منازعه دور بماند. ایالات متحده، اتحادیه اروپا و “غرب” (از نظر ژئوپولیتیکی) از کانادا گرفته تا ژاپن و استرالیا تامین کننده تجهیزات مورد نیاز کی یف خواهند بود. چین، ایران، کره شمالی، بلاروس و چند دولت دیگر که از دید غرب یاغی قلمداد می‌شوند (اجازه دهید آنان را “شرق” بنامیم) به مسکو کمک خواهند کرد.

در همین حال، اکثر کشور‌های دیگر از هند گرفته تا برزیل و بخش عمده آفریقا بین این اردوگاه‌ها حرکت خواهند کرد. امروز ما آنان را با عنوان “جنوب جهانی” می‌شناسیم. در گذشته ما از آنان تحت عنوان کشور‌های عضو “جنبش عدم تعهد” به رهبری هند و یوگسلاوی سابق یاد می‌کردیم و یا به سادگی به آنان می‌گفتیم “جهان سوم” اصطلاحی که بعدا به معنای “کشور‌های فقیر” بود.

آشنا به نظر نمی‌رسد؟ نظم جهانی‌ای که به نظر می‌رسد از زیر آوار‌های اوکراین در حال بیرون آمدن است بسیار شبیه دوران جنگ سرد می‌باشد. یک جهان اول دموکراتیک و سرمایه داری بار دیگر با یک جهان استبدادی (و به طور مبهم سرمایه داری‌ای دزدسالار یا پساکمونیستی) روبرو خواهد شد. در مرحله دوم با جهان سومی که باز هم نادیده گرفته شده و خشمگین و ناآرام است مواجه می‌شویم.

روابط بین الملل واژگان چند هجایی فانتزی برای چنین پیکربندی‌هایی دارد. “نظم” جنگ سرد دو قطبی بود. این نه بدان معنا بود که دوره‌ای منظم محسوب می‌شد و نه بدان معنا بود که در آنجا تنها دو قدرت وجود داشتند. این اصطلاح تنها به مراکز دوگانه قدرت ژئوپولیتیکی در واشنگتن و مسکو اشاره داشت.

به نظر می‌رسید که انحلال اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی به دو قطبی بودن جهان پایان داد و یک دوره تک قطبی تازه بلکه یک “لحظه” به وجود آمده بود که در آن ایالات متحده به عنوان تنها ابرقدرت باقی مانده در واقع به عنوان پلیس جهانی عمل می‌کرد. اصطلاح فانتزی دیگری که برای آن نقش وجود دارد “هژمون” است. بسته به این که در کجای دنیا نشسته اید این عالی‌ترین یا بدترین خبر بود.

در هر صورت آن دوره زودگذر بود. دست کم برای یک دهه گذشته دیپلمات‌ها و پژوهشگران مطمئن شدند که ما وارد عصر تازه‌ای شده ایم. “جوزپ بورل” مقام ارشد سیاست خارجی اتحادیه اروپا آن را عصر “چند قطبی پیچیده” می‌خواند. او فکر می‌کند که بازیگران اصلی این سیستم ایالات متحده، چین و اتحادیه اروپا هستند و در این میان قدرت‌های متوسط دیگری از جمله روسیه، ترکیه و هند نیز حضور دارند.

بورل به دور از خوشحالی از این ترتیب نگران است که چنین چند قطبی‌ای در واقع چند جانبه گرایی مبتنی بر قوانین را دشوارتر سازد.

بیشتر بخوانید: پاکسازی قومی الهام علی‌اف در قره‌باغ کوهستانی

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *