هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است . . .
دل در حرمش دارد عجب حال غریبی
برده است زدل خال لبش هر چه شکیبی
نوشی چو زلعل لب او قطره ای از عشق
یابی به دل عاشق خود حال عجیبی . . .
لحظههای شادی دلهای ما آغاز شد
باز ذکرِ حمد حقِ با سینهها دمساز شد
امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا
غنچهای از گلشن آل محمد باز شد
شمع جمع شاپرکهایی رضا / ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی / ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا / تا بگیرم اوج، خوشحال و رها . . .
