احترام بین والد و فرزند امروز دیگر بهمعنای اطاعت و سکوت نیست، بلکه در قالب گفتوگو، شنیده شدن، درک متقابل و پذیرش تفاوت دیدگاهها شکل گرفته است. تغییر سبک زندگی و دنیای پرسرعت، نوع ادای احترام را دگرگون کرده، نه اصل آن را
جوان آنلاین: با گذشت چند روز از ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر جا دارد به یکی از مهمترین دغدغههای خانوادهها اشاره کنیم و اینکه در دنیایی با تغییرات سریع، چگونه میتوان احترام متقابل میان والدین و فرزندان را حفظ کرد. به گفته دکتر امین حشمتی، مشاور و رواندرمانگر کودک و نوجوان یکی از پرتکرارترین مسائلی که با آن روبهرو هستیم، شکاف در سبک ارتباطی میان والدین و فرزندان امروز است؛ شکافی که بیشتر از هر چیز در نوع حرف زدن، شیوه بیان احساسات و شکل تعاملهای اجتماعی بچهها دیده میشود. حضرتعلی (ع) نیز در جملهای راهگشا میفرمایند: «فرزندان خود را متناسب با زمان آینده تربیت کنید، نه آنچه در گذشته رخ داده است.» این فرمایش به روشنی نشان میدهد نمیتوان با الگوهای ثابت و قدیمی، پاسخگوی دنیای متغیر فرزندان امروز بود. کودکان و نوجوانان امروز با زبان، لحن و نگرشی متفاوت رشد کردهاند، آنها به اطلاعات گسترده دسترسی دارند و طبیعی است انتظارات و نگاهشان با نسلهای قبل فرق کند. چالش از جایی آغاز میشود که والدین این تغییر زمینهای را نمیپذیرند و همچنان انتظار دارند فرزندشان دقیقاً مانند گذشته رفتار کند. در چنین شرایطی، فرزند احساس میکند دیده نمیشود و مدام از او خواسته میشود خود را با الگویی هماهنگ کند که دیگر با دنیای امروز همخوانی ندارد. دکتر حشمتی میگوید: «احترام در این فضا از بین نرفته، بلکه شکلش عوض شده است. امروز احترام یعنی شنیده شدن، دیده شدن، گفتوگو و درک متقابل. پذیرش همین تغییر، میتواند فاصلهها را کمتر و رابطه والد و فرزند را سالمتر و نزدیکتر کند.» برای راهکارهای عملی و بیشتر درباره این فاصله نسلی ادامه گفتوگو را بخوانید.
با تشکر از وقت مصاحبهای که در اختیار ما گذاشتید. به نظر شما احترام بین فرزند و والدین امروز چه معنایی پیدا کرده؟ آیا این احترام از بین رفته است؟
احترام بین والد و فرزند در دنیای امروز دیگر دقیقاً همان معنایی را ندارد که در نسلهای قبل داشت. در گذشته احترام بیشتر با اطاعت بیچون و چرا، سکوت و فاصله گرفتن کودک از والد تعریف میشد، اما امروز با تغییر سبک زندگی، گسترش فضای مجازی، افزایش آگاهی کودکان و نوجوانان و تغییر نگاه آنها به جهان، شکل احترام تغییر کرده است، نه اصل آن. بچههای امروز با دنیایی متفاوت روبهرو هستند؛ دنیایی که سرعت تغییرات در آن بالاست و طبیعی است که این تغییرات، روابط خانوادگی را هم تحت تأثیر قرار دهد، بنابراین نمیتوان گفت احترام از بین رفته، بلکه باید گفت نوع ادای احترام عوض شده است. احترام امروز بیشتر در قالب گفتوگو، شنیدهشدن، درک متقابل و پذیرش تفاوت دیدگاهها دیده میشود. در این شرایط، نقش والدین بسیار مهم است. والدینی که بتوانند نوع ارتباط خود را با فرزندشان بهروز کنند، کمتر وارد تنش میشوند. ارتباط دوستانهتر، اما نه بیحد و مرز، باعث میشود کودک یا نوجوان هم احساس امنیت و هم احترام را در رابطه حفظ کند. وقتی فرزند احساس کند دیده و شنیده میشود، کمتر نیاز دارد احترام را با لجبازی یا فاصلهگرفتن زیر سؤال ببرد.
چطور میتوان هم محبت داشت و هم آزادی؟
محبت واقعی یعنی پذیرش فرزند بهعنوان یک انسان مستقل، نه فقط یک «فرمانپذیر». والدینی که به فرزندشان حق انتخاب میدهند، در واقع به او پیام اعتماد میدهند، البته این حق انتخاب به معنای رها کردن کودک نیست. آزادی سالم همیشه در کنار قانون و محدودیت معنا پیدا میکند. وقتی بچهها بفهمند که میتوانند انتخاب کنند، اما این انتخابها چارچوب مشخصی دارد، یاد میگیرند مسئولیتپذیر باشند. آنها متوجه میشوند که آزادی به معنای انجام هر کاری که دلشان میخواهد نیست، بلکه به معنای انتخاب آگاهانه در کنار پذیرش پیامدهاست. در چنین فضایی، کودک هم محبت بیقیدوشرط را تجربه میکند و هم آزادی معنادار را. نتیجه این نوع تربیت، فرزندانی است که هم به خودشان احترام میگذارند و هم به والدینشان.
تجربه شما چیست؟ فرزندان امروز چه چیزهایی را درباره والدین خود بهسختی میفهمند؟
در تجربه کاری من بهعنوان روانشناس کودک و نوجوان، یکی از پررنگترین موضوعاتی که بارها با آن مواجه میشوم، شکاف در سبک ارتباطی بین والدین و فرزندان امروز است. این شکاف بیشتر از هر چیز، در نوع حرف زدن، شیوه بیان احساسات و شکل تعاملهای اجتماعی بچهها دیده میشود. فرزندان امروز با زبان، لحن و شیوه ارتباطی متفاوتی صحبت میکنند؛ چه در خانه، چه در جمع دوستان و چه در فضای مجازی. این تغییر در سبک گفتار و ارتباط، برای بسیاری از والدین خوشایند نیست و حتی گاهی نگرانکننده به نظر میرسد، به همین دلیل مقاومت والدین در برابر این تغییرات طبیعی است، اما واقعیت این است که پذیرش آن برایشان دشوار شده است. از طرف دیگر، سطح آگاهی فرزندان امروز بهطور چشمگیری افزایش یافته است. آنها دسترسی گستردهای به اطلاعات، دیدگاهها و تجربههای مختلف دارند و همین موضوع باعث شده است رفتارها، نگرشها و انتظاراتشان با نسلهای قبل متفاوت باشد. کودکان و نوجوانان امروز محصول زمانهای هستند که در آن زندگی میکنند؛ زمانهای که سرعت تغییرات بالاست و الگوهای ارتباطی آن با گذشته تفاوت دارد. مشکل اصلی از جایی شروع میشود که والدین متوجه این تغییر زمینهای نیستند و همچنان انتظار دارند فرزندشان دقیقاً همانطور رفتار کند که خودشان در گذشته رفتار میکردند. اینجاست که فرزند احساس میکند دیده نمیشود و از او خواسته میشود خود را با الگویی تطبیق دهد که دیگر با دنیای امروز همخوانی ندارد. بسیاری از بچهها صریح یا غیرمستقیم میگویند: «چرا باید مثل شما رفتار کنیم؟» یا جملهای که این روزها زیاد شنیده میشود: «شما قدیمی فکر میکنید.» منظور فرزندان از این عبارت، صرفاً بیاحترامی نیست بلکه بیان این احساس است که والدین هنوز با شیوههای قدیمی، کلیشهای و تکراری با مسائل امروز برخورد میکنند. از نگاه فرزندان، برخی رفتارها و تعاملهای والدین بیش از حد قابل پیشبینی و کلیشهای شده است، در حالی که آنها در دنیایی زندگی میکنند که تنوع، سرعت و انعطافپذیری در آن نقش مهمی دارد، به همین دلیل کودکان و نوجوانان بهسختی میتوانند بپذیرند که چرا باید دقیقاً طبق الگوهای گذشته رفتار کنند، وقتی جهان اطرافشان کاملاً تغییر کرده است. در واقع، چیزی که فرزندان امروز بهسختی درباره والدین خود میفهمند، این است که چرا تغییر برای والدین اینقدر سخت است. آنها تغییر را زندگی کردهاند، اما والدین بیشتر ناظر تغییر بودهاند. همین تفاوت تجربه، منبع بسیاری از سوءتفاهمها و تنشهای خانوادگی شده است.
