
به گزارش خبرآنلاین، یک نکته را میتوان با اطمینان گفت که این جنگ ارزش هزینه سنگینی که برای آن پرداخت شد را نداشت.
به گزارش ایرنا به نقل از اندیکشده شورای روابط خارجی، نخست، هزینه انسانی جنگ است. ایالات متحده در این درگیری ۱۳ نظامی خود را از دست داد، در حالی که بیش از ۳ هزار و ۳۷۵ نفر در ایران جان باختند؛ از جمله ۱۷۰ نفر که احتمالاً در حمله موشکهای تاماهاوک به یک مدرسه دخترانه کشته شدند.
دومین هزینه، بُعد اقتصادی جنگ است. برآورد مؤسسه «مودیز آنالیتیکس» نشان میدهد که این جنگ تاکنون حدود ۱۳۲ میلیارد دلار برای مصرفکنندگان و مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته و این رقم همچنان در حال افزایش است. بخش عمده این هزینه ناشی از افزایش قیمت سوخت بوده است. بهای بنزین پیش از آنکه نشانههایی از احتمال توافق میان طرفین ظاهر شود، به طور متوسط به هر گالن ۴.۵۶ دلار رسید. قیمت کود شیمیایی نیز حدود ۴۷ درصد افزایش یافت که به طور غیرمستقیم به رشد قیمت مواد غذایی دامن زد.
کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای جنوب جهانی حتی بیش از آمریکا از این جنگ آسیب دیدند. در نتیجه این درگیری، بانک جهانی پیشبینی رشد اقتصادی جهان در سال جاد شده است به مدت ۶۰ روز عبور آزاد از این آبراه راهبردی را تضمین کند. تهران نشانههای متعددی بروز داده که پس از آن، احتمالاً با هماهنگی عمان، به دنبال دریافت «هزینه استفاده» از این مسیر خواهد بود؛ اقدامی که در عمل نوعی عوارض عبور محسوب میشود.
در مجموع، جنگ ایران هزینههای سنگینی در ابعاد اقتصادی، نظامی و انسانی بر جای گذاشت، اما دستاورد ملموس چندانی به همراه نداشت. حتی ممکن است این جنگ به تقویت ایران منجر شود.
تهران اکنون میتواند مدعی شود که از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده و نظام سیاسی خود را حفظ کرده است. ایران همچنین میتواند از منابع مالی حاصل از رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده برای بازسازی اقتصاد و توان نظامی خو n استفاده کند.
ترامپ استاد پیامرسانی سیاسی است، اما برای او دشوار خواهد بود که این درگیری را چیزی جز یک شکست سنگین و پرهزینه جلوه دهد.
310310
