درس عاشورا درس زندگیست
درس خوبی وفلاحت بندگیست
اگر چه اندک است طول وقوعش
با دست خودت روبه خدا پاشیدی
یعنی به خدای خالق خوبی ها
ارزنده ترین هدیَه را بخشیدی
سرخی شهادت تو ناپیدا بود
عشق تو اما م کربلا ز یبا بود
تنها سبب زندگی دین قطعاً
هنگامه ای از خون، بیابان های عاشورا ست
تفسیر چرخش های سر، بر سجده گاه عشق
رقص نماز ظهر ِ چوگان های عاشورا ست
تمام وجود اعضای زمین را
و خون میگریست آسمان
و عشق را کشته بودند
او که عالم نقطه پرگار اوست
یا حسین خونت گواهی بر جلالش میدهد
خود نهاد این نام بر تو نام تو تکرار اوست
دل ها ز داغ غربت مولا گرفته
ماه حسین بن علی باز آمد از راه
عالم برای داغ او عزا گرفته
ایـن هـمه تشنه لبی ماهیتش از آب نیست
عـطر خون پر شده بر دامــن هر شـاخه ی گل
باغبان غافل از آن گل که بر او اراب نیست
آفتاب نمی تابد
دلها نمی تپند
چشمان غمگین زینب
تو به سر ماندی و من این سر روا
عشق عاشورا بسر دارم دلا
می زدست ساقی بی سر بخوا
دل به آقام حسین بستم
هر کسی که دلی داره
عشقشو در دل میذاره
