تندروها و سلطنت‌طلب‌ها چرا ناراحتند

البته کلیت جمله درست است اما چند ایراد کوچک دارد. نخست این‌که اولین بار نیست چنین اتفاقی رخ می‌دهد. بارها و بارها این دوطایفه همانندی و مشابهت‌های خودرا به نمایش گذاشته‌اند و ثابت کرده‌اند علیرغم اختلافات ظاهری، معمولا در قصد و غایت هم‌سویند. دوم این‌که درست‌تر بود به جای نیروهای انقلابی بگوید: تندروها. چرا که آن‌هایی که به این مذاکرات معترضند سر و ته همشان را جمع کنی به اندازه یک‌دهم سرپرست تیم مذاکره‌کننده ایرانی سابقه انقلابی ندارند و معمولا آن‌چه انجام می‌دهند خلاف آرمان‌های اصیل انقلاب است. و سوم هم این‌که آن خانم محترم یادش رفته  بگوید: گروه اصلی و سومِ ناراضی از مذاکرات، صهیونیست‌ها هستند که با بمباران و ترور و هرجنایتی که فکرش را بکنید به‌دنبال برهم‌زدن مذاکراتند و جز به خون و ویرانی و کشتار، آرام نخواهد گرفت.

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۰۱:۲۱
تندروها و سلطنت‌طلب‌ها چرا ناراحتند

البته کلیت جمله درست است اما چند ایراد کوچک دارد. نخست این‌که اولین بار نیست چنین اتفاقی رخ می‌دهد. بارها و بارها این دوطایفه همانندی و مشابهت‌های خودرا به نمایش گذاشته‌اند و ثابت کرده‌اند علیرغم اختلافات ظاهری، معمولا در قصد و غایت هم‌سویند. دوم این‌که درست‌تر بود به جای نیروهای انقلابی بگوید: تندروها. چرا که آن‌هایی که به این مذاکرات معترضند سر و ته همشان را جمع کنی به اندازه یک‌دهم سرپرست تیم مذاکره‌کننده ایرانی سابقه انقلابی ندارند و معمولا آن‌چه انجام می‌دهند خلاف آرمان‌های اصیل انقلاب است. و سوم هم این‌که آن خانم محترم یادش رفته  بگوید: گروه اصلی و سومِ ناراضی از مذاکرات، صهیونیست‌ها هستند که با بمباران و ترور و هرجنایتی که فکرش را بکنید به‌دنبال برهم‌زدن مذاکراتند و جز به خون و ویرانی و کشتار، آرام نخواهد گرفت.

نمی‌دانم کتاب«ده روز با داعش» را دیده‌اید یا نه؟ سفرنامه یک روزنامه‌نگار آلمانی است به قلمرو داعش. بسیار خواندنی. اطلاعات روزنامه‌نگار آلمانی از اسلام و قرآن به مراتب از نیروهای ساده‌لوحِ داعشی بیشتر است. بسیاری از آن‌ها جز آیه: وقاتلوهم حتی لاتکون فتن این‌که تاکید بیش از اندازه بر تاب‌آوری و غافل شدن از دیگر وجوه جنگ یک‌جورهایی نادیده‌گرفتن حماسه شگفت و باشکوهی است که شیر بچه‌های دلیر سپاه و ارتش دارند رقم می‌زنند. مخلص کلام این‌که: هرکس که گوشه‌ای از بار این جنگ را بردوش گرفته‌است قابل‌احترام است و باید قدر و قیمتش را دانست. از مردمی که صبورانه و شریف درمقابل تهدید و تحریم و تورم و بمباران سر خم نکردند تا دلاوران میدان نبرد که کاری کردند کارستان و دیپلمات‌هایی که آبرویشان را با خدا معامله کردند و با پلیدترین موجودات روی زمین بر سر یک میز نشستند تا بلکه خونِ کم‌تری ریخته شود و این سرزمین آسیب کم‌تری ببیند. باید بر دل و دست و دیده همه آنان بوسه زد. این وسط اندکی دوقطبی‌ساز هم هستند که باید تحملشان کنیم. کاریش نمی‌توان کرد. دوقطبی‌سازی یک‌جور بیماری است. قطعا اگر دوقطبی‌سازان را به بهشت هم ببرند سعی می‌کنند بین کسانی که با پرهیزگاری، بهشت نصیبشان شده و آن‌هایی که با شفاعت به خُلدبرین راه پیدا کرده‌اند دعوا راه بیندازند.

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *