
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، روز سوم خرداد و سالگرد آزادی خرمشهر بود که خاطرهای از سپهبد شهید علی صیاد شیرازی درباره عملیات بیتالمقدس و مخاطرات آزادسازی خرمشهر منتشر کردیم: «بهروایت صیاد شیرازی؛ نیرو و وقت کافی نداشتیم ولی خرمشهر با امداد الهی آزاد شد»
سقوط دولت سوریه در چندسال گذشته و شرایط امروز منطقه بهانه خوبی است تا خاطره دیگری از اینفرمانده سالهای دفاع مقدس ۸ ساله را مرور کنیم که در آن صحبت از مردم سوریه و مقاومت و حزبالله لبنان است. راوی خاطره نیز سرتیپ ناصر آراسته از فرماندهان ارتشی جنگ است.
سرتیپ آراسته متولد سال ۱۳۳۱ است و جانشینی فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، ریاست هیئت معارف جنگ، مشاور نظامی فرمانده کل نیروهای مسلح و جانشینی رئیس گروه مشاوران نظامی فرمانده کل قوا را در کارنامه خود دارد. او یکی از دوستان نزدیک شهید صیاد شیرازی است و در یک ماموریت اعزامی به سوریه همراه او بوده است. خاطره مورد اشاره هم مربوط به همانسفر است.
در ادامه مشروح متن اینخاطره را در یکی از منابع موجود درباره شهید صیاد شیرازی میخوانیم:
سال ۱۳۶۴ قرار شد از سر من بردار!»
آنقدر پاپیچش شدم تا اینکه دوباره بغض در صدایش پیچید و گفت: «دیدی امروز آنپدر شهید با من چه کرد؟ تا الان فکر میکردم که در مملکت خودم مدیون مردم خودمان و انقلاب اسلامی هستم، اما امروز متوجه شدم که در هرکجای دنیا که مظلومی، مسلمانی و شیعهای هست، به او مدیون هستم! هرکجا کسی علیه ظلم میجنگد، به او مدیونم! گریه من، گریه استغفار از قصوراتم به درگاه حضرت حق بود. گریه میکنم که در کشور خودم، آنگونه که مورد رضای خداوند باشد، قادر به انجام تکلیفم نیستم؛ حالا چهطور میتوانم در جاهای دیگر انجام وظیفه کنم؟ من که قادر نیستم هرکجا جنگی صورت گرفت، حاضر بشوم و دین ام را به مظلومین ادا کنم؛ تنها چارهام استغفار است.»
