
اقتصاد ۲۴- بعد از آنکه چینیها واسط میان تهران و ریاض شدند و به امضای پیش نویس توافق میان ایران و عربستان کمک کردند، حالا بسیاری معتقدند که چین اهدافی پشت پردهای در این باره دارد و این اقدام آنها صرفا برای بهبود رابطه دو همسایه با یکدیگر نبوده است.
به گزارش فرارو، در پی سفر علی شمخانی به شهر پکن با هدف پیگیری توافقات سفر رییس جمهور، مذاکرات فشردهای را به منظور حلوفصل نهایی موضوعات میان تهران-ریاض با همتای سعودی خود آغاز کرد. در پایان این مذاکرات، بیانیه سهجانبهای در پکن با امضای «علی شمخانی» نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی، «مساعد بنمحمد العیبان» وزیر مشاور و عضو شورای وزیران و مشاور امنیت ملی عربستان سعودی و «وانگ ئی» عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست و رییس دفتر کمیسیون مرکزی امور خارجی حزب و عضو شورای دولتی جمهوری خلق چین صادر شد.
اما بعد از این ماجرا حالا آرام آرام رسانهها و تحلیلگران به موضوع حاشیهای این توافق پرداختهاند و معتقدند بسیار غیرعادی است که چین به تنهایی برای میانجیگری یک توافق دیپلماتیک در مناقشهای که طرف آن نیست اقدام کند. پرسش این است که آیا این یک پیام برای آینده است؟ حتی برخی از مقامات ایالات متحده مانند مایکل مک کال، نماینده جمهوریخواه و رئیس کمیته روابط خارجی در مجلس نمایندگان آمریکا میگوید که چین نمیتواند از خود تصویری تحت عنوان میانجیگر صلح ارائه دهد: «چین یک بازیگر ذینفع مسئول نیست و نمیتوان به عنوان یک میانجی منصف یا بیطرف به او اعتماد کرد.»
همچنین جان کربی، هماهنگکننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ سفید در این باره عنوان کرده است که که ایالات متحده از نزدیک رفتار پکن در خاورمیانه و جاهای دیگر را زیر نظر دارد. او همچنین اعلام کرد: «در مورد نفوذ چین در خاورمیانه یا در آفریقا یا آمریکای لاتین… ما مطمئنا نظارهگر تلاشهای چین برای به دست آوردن نفوذ و جای پا در سایر نقاط جهان در راستای منافع خودخواهانه این کشور هستیم.».
اما چینیها به طور کامل این ادعا را رد کردهاند و اعلام کردند که هیچ هدفی در پشت پرده این توافق و میانجیگری وجود ندارد. در همین خصوص سخنگوی وزارت خارجه چین با اشاره با از سرگیری روابط ایران و عربستان، گفت که پکن هیچ «انگیزه پنهانی» برای میانجیگری میان دو کشور ندارد. این سخنگو که به نام وی اشارهای نشده است، افزود که کشورش به دنبال پر کردن هیچ «خلائی» در خاورمیانه نیست.
وی در ادامه با اشاره به اظهارات جان کربی گفت که چین «هیچ نوع منافع خودخواهانهای» را دنبال نمیکند و با رقابتهای ژئوپولیتیکی در منطقه مخالف است. وی همچنین گفت: «ما به کشورهای خاورمیانه به عنوان تعیینکنندگان سرنوشت این منطقه احترام میگذاریم و با رقابتهای ژئوپولیتیکی در خارمیانه مخالفیم».
در همین خصوص علی بیگدلی استاد روابط بین الملل در گفتگو با فرارو عنوان کرد: «آنچه که بسیار اهمیت دارد و ماهیت این اقدام چین را نشان میدهد، این است که این کشور تا امروز به گونهای عمل کرده که موجودیتش با اقتصاد و تجارت تعریف میشد. اما حالا به نظر میرسد بعد از اینکه بازار ۶۵۰ میلیارد دلاری آمریکا را از دست داد، به این نتیجه رسیده است که تکیه بر تجارت نمیتواند به صورت تمام و کمال پاسخگوی نیازهای آنها باشد و به همین دلیل حالا سعی دارد آرام آرام وارد فضاهای سیاسی، امنیتی و نظامی شود.»
وی افزود: «البته پیشتر هم چین سابقه چنین اقدامات و برنامههایی را داشته است. عملا چرخشی که در شمال آفریقا و خاورمیانه در قراردادهایی که با کشورهایی مثل مصر، اردن، عربستان و امارات و قطر انجام دادند، با الگوهایی مترقیتر از آنچه که با ایران داشت، پیش رفته است. اینها نشان میدهند که چین سعی دارد تبدیل به یک قدرت چندضلعی در دنیا شود و دیگر قصد ندارد خود را به حوزههای تجاری و اقتصادی محدود کند؛ بنابراین به نظر من چین در حال خروج از پوسته قدیمی و سنتی خودش است و حتی ارتباطش با روسیه را هم میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «در ماجرای عربستان و ایران هم چینیها دو هدف را دنبال میکنند. یکی این است که آنها به خوبی میدانستند که یک شکافی میان بن سلمان و بایدن به وجود آمده است و بعد از اینکه کاخ سفید، ولیعهد عربستان را در ماجرای خاشقچی محکوم کرد، رابطه میان آنها دستخوش تحولاتی شد؛ بنابراین سعی دارند این خلاء را خودش پر کند. هدف دوم این است که چینیها با توجه به اینکه بزرگترین مصرف کننده انرژی در دنیا است، سعی دارند به نوعی یک ضمانت محکم و مطمئن برای آینده خود در این حوزه داشته باشند. آنها بیشترین تامین منابع خود را از خاورمیانه انجام میدهند. یعنی حدود ۱۷۰ میلیارد دلار در سال مبادله با عربستان دارد و این عدد کمی نیست. از طرف دیگر ۳۰ میلیارد دلار هم مبادله با ایران دارد. یعنی چینیها فقط با همین دو کشور حدود ۲۰۰ میلیارد مبادلات سالانه دارند؛ بنابراین به دنبال این است که جای پای خود را در خاورمیانه سفت و محکم کند.»
