
اقتصاد۲۴- مدت زمان زیادی از اعلام حصول توافق میان ایران و عربستان جهت از سرگیری روابط دیپلماتیک میان خود و بازگشایی سفارتخانههایشان در خاک یکدیگر نمیگذرد که جریانهای سیاسی و رسانهای منطقهای و بینالمللی، مانور گستردهای را در این رابطه در پیش گرفتهاند و تحلیل و تفسیرهای مختلفی را مطرح میسازند.
به گزارش فرارو؛ در این راستا، ناظران و تحلیلگران مختلف هر کدام سعی دارند تا جنبهای خاص و جدید از تحول مذکور را به بحث و بررسی بگذارند و از منظری راهبردی به تحلیل این رویداد بپردازند. با این حال، یکی از مسائلی که در بحبوحه طرح تحلیل و تفسیرهای مختلف در مورد حصول توافق میان ایران و عربستان، توجهات گستردهای را به سمت خود جلب کرده، موضوعِ میانجیگری چین در قالب معادله مذکور است.
بسیاری سعی داشتهاند که به واکاوی معانی مختلف این اقدام و کنش چین در قالب روابط دو قدرت مهم جهان اسلام بپردازند و به این پرسش اساسی پاسخ دهند که چین چه اهداف راهبردی را از تحرک اخیرش در میانجیگری موفق میان تهران-ریاض هدفگذاری کرده است؟ از سوی دیگر، عدهای سعی دارند به این سوال بنیادین پاسخ دهند که معانی میانجیگری چین در تحول مذکور از چشم انداز رقابت میان قدرتهای جهانی در عرصه نظام بین الملل چیست؟ آیا اساساً میتوان کنشِ موفق چین در این رابطه را نمودی از یک نقطه عطف بزرگ در قالب فعالیتها و سیاست قدرتهای بزرگ در قبال منطقه خاورمیانه به حساب آورد؟
بررسی کارشناسانه و دقیق این قبیل پرسشها به طور خاص از این نظر اهمیت دارد که میتواند حامل سیگنالها و پالسهایی روشن برای کشورمان در روزها و ماههای آتی باشد. نباید فراموش کنیم که چین به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی، ساختار و سیاستهایی پیچیده در عرصه سیاست خارجیاش دارد و البته که در قالب مسائلی همچون تنشزدایی از روابط ایران و عربستان، اهداف چندگانهای را نیز دنبال میکند و البته که بی توجه به منافع ملی خود نیز نمیباشد.
از این رو، فرارو در گفتگو با مهدی مطهرنیا، استاد علم سیاست و کارشناس حوزه سیاست خارجی، به واکاوی ابعاد مختلف معانی، محرکها و اهداف کنشگری اخیر چین در قالب میانجی گیری میان ایران و عربستان و تسهیل روند حصول توافق جهت عادی سازی روابط دو طرف پرداخته است.
میانجیگری چین با هماهنگی در باشگاه قدرتهای جهانی
بیشتر بخوانید:برجام در دستور کار مجلس قرار گرفت/ فصل جدید در گسترش روابط ایران با کشورهای عربی
