به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، برای درک عمق کلام رهبری ایران، باید ابتدا به اسناد راهبردی ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ وزارت دفاع آمریکا نگریست. منطق نظامی ایالات متحده برای قرن جدید بر پایه عملیاتهای جراحیگونه استوار است؛ یعنی ضرباتی کوتاه، در مکانی محدود، با تاثیر تخریبی بالا و بدون ایجاد فرصت برای پاسخگویی موثر طرف مقابل. واشنگتن همواره تلاش کرده تا هزینههای ماجراجویی خود را در مرزهای کشور هدف محبوس کند. اما اعلام راهبرد جنگ منطقهای از سوی تهران، دقیقاً قلب این استراتژی را هدف قرار داد. وقتی جغرافیای نبرد از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و تمام منطقه را در بر بگیرد، دیگر خبری از نبرد محدود و زمانبندی شده نخواهد بود. این تغییر فضا، برگ برنده را از دست ژنرالهای آمریکایی خارج کرده و آنها را با واقعیتی روبهرو میسازد که هیچگاه برای آن آماده نشدهاند.
سایه وحشت بر تلآویو
واکنش محافل صهیونیستی به این بیانات، بیش از هر چیز نشاندهنده بهتزدگی مقامات سیاسی و امنیتی این رژیم است. اسرائیل که همواره تلاش میکرد با تحریک دولت ترامپ، هزینههای رویارویی با ایران را به دوش مالیاتدهندگان آمریکایی بیندازد، ناگهان خود را در خط مقدم یک آتشسوزی فراگیر یافت. سکوت مرگبار رسانههای تلآویو و تماسهای شتابزده مقامات نظامی رژیم غاصب با پنتاگون، گویای این حقیقت است که آنها به خوبی میدانند در صورت وقوع یک جنگ منطقهای، اولین قربانی خواهند بود. سخنان آویگدور لیبرمن در کنست اسرائیل مبنی بر عدم آمادگی برای هرگونه رویارویی با ایران، مهر تاییدی بر این واقعیت بود که رویای حمله نظامی که در واشنگتن بافته شده بود، در واقعیت میدانی هیچ خریداری ندارد. مقامات صهیونیست اکنون به این درک رسیدهاند که تحریک ترامپ برای حمله به ایران، انتحاری است که پیش از همه، موجودیت پوشالی خودشان را نابود خواهد کرد.
