
اقتصاد۲۴- گفته میشود وزارت آموزش و پرورش، نباید سیاسی باشد. این را همه میگویند. اما همه میگویند و هیچکس عمل نمیکند.
به گزارش هم میهن ، لااقل در همه دولتهای بعد از انقلاب، سیاسی بودن وزیران آموزش و پرورش، به شکل پررنگی اتفاق افتاده است و عموم وزرای آموزش و پرورش از میان چهرههای حزبی انتخاب میشدند. همین مسئله، وزارت را با سیاست گره میزد. حجم اظهارنظر احزاب درباره وزارت آموزش و پرورش گویای این حساسیت است. نتیجه این سیاست هم، مخالفتهای سیاسی با عملکرد وزارتخانه است. در یک دولت، حذف معاونت پرورشی تبدیل به دغدغه جریان سیاسی مقابل میشود یا تغییر در کتاب تاریخ یک مناقشه سیاسی ایجاد میکند و در دولتی دیگر، اجرای بعضی بندهای سند ۲۰۳۰ تبدیل به موضوعی بحرانی و مناقشهبرانگیز میشود؛ تاجاییکه وضعیت تحصیلی دانشآموزان ایران در بعضی شاخصها در شرایط نگرانکنندهای است.
سیاسی بودن وزارت، در اولین روزهای کاری بهار ۱۴۰۲، بار دیگر عرصه سیاست ایران را به خود مشغول کرد و یوسف نوری، از لکوموتیو دولت رئیسی پیاده شد. حضور چهرههای شاخص سیاسی در وزارت آموزش و پرورش، شاید از همان سالهای ابتدای انقلاب صورت گرفت. زمانی که رجایی و باهنر، وزیران آموزش و پرورش سالهای ابتدایی انقلاب شدند و شرایط بهگونهای رقم خورد که در مدت کوتاهی، یکی رئیسجمهور و دیگری نخستوزیر ایران شده بودند.
اولین وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی که زمانی طولانیتر در این سمت باقی ماند، علیاکبر پرورش بود. پرورش از چهرههای سیاسی اصفهان بود که به جریانهای سنتی و حزب موتلفه اسلامی، وابسته بود. علیاکبر پرورش یکی از چهرههایی بود که از همان سالهای پیش از انقلاب، در عرصه سیاسی اصفهان بهعنوان نیروی «راست مذهبی» شناخته میشد. او یکیدو نوبت بهعنوان گزینه ریاستجمهوری و نخستوزیری، از سوی احزاب راست آن زمان مطرح شد، اما در همان مسئولیت وزارت آموزش و پرورش باقی ماند.
