
برای واکاوی بیشتر در خصوص وضعیت نیمکت پرسپولیس، بد نیست به چند ماه قبل برگردیم؛ زمانی که به یکباره همای سعادت روی شانههای وحید هاشمیان نشست.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، فوتبال ورزش مهیجی است، اما گاهی در کنار آن نیاز به هیجاناتی هم وجود دارد که فقدان آن، خلائی محسوس ایجاد میکند و به شکل دیگری رخ مینماید. واقعیت آن است که پرسپولیسِ هاشمیان درون زمین تیم شورانگیزی نبود و هیچگاه نتوانست صحنههایی خلق کند که از دوران حضور او به یادگار در اذهان باقی بماند.
علاوه بر این، شخصیت و نحوه گفتار وحید هاشمیان هم فاقد عنصری بود که هوادار یا بیننده را مجذوب و در صورت نیاز، قانع کند. هر چند بخش زیادی از این مهم به همان کاراکتر قابل احترام و همیشه باوقار هاشمیان مربوط میشود که در تمام سالهای بازیگری و حتی دوره مربیگری در تیم ملی به عنوان دستیار دراگان اسکوچیچ، از او سراغ داشتیم. اما مصاحبههایی خنثی و بیان جملاتی تکراری، مانع از این شد که بخش زیادی از مخاطبان (هواداران) با او ارتباط برقرار کنند؛ همانطور که تیم بیروحش درون مستطیل سبز از چنین کاری ناتوان بود.
شاید در پستوی ذهن هاشمیان ارائه فوتبال ماشینی برگرفته از آلمان که سالها در آن حضور داشته و حتی به نوعی کارآموزی مربیگریاش را هم در آنجا گذرار روز با یکی از رسانهها مصاحبه میکرد و میگفت که سرمربیگری پرسپولیس برای هاشمیان خیلی زود بود. علاوه بر این، کارشناسان مختلف هم از ترکیب و تعویضها ایراد میگرفتند. شاید خیلی از اینها درست هم بود، اما برای مربیای که قرار است به او اطمینان شود، اصلاً بهموقع نبود.
در چنین شرایطی نقش مدیران باشگاه و در رأس آنها پیمان حدادی و علی اینانلو هم که غیر قابل انکار است و در روزهای گذشته بارها درباره آن نوشته شده است. اتفاق آزاردهنده هم نوع برخورد با یکی از چهرههای موجه و با اخلاق فوتبالمان است که صدای همه را در آورد. در واقع نحوه رفتار باشگاه و نوع قطع همکاری با هاشمیان، به دل هیچکس ننشست. با این اوصاف، هلیکوپتر پیش از آنکه فرصتی برای اوجگیری و پرواز پیدا کند، سقوط کرد!
