فرضیه بازی احتمالی آمریکا برای واردکردن تهران به میدان جنگ الهام علی‌اف

برای دفاع از منافع و امنیت ملی هر اقدامی که ضرورت داشته باشد، باید صورت بگیرد، اما به نظر می‌رسد استراتژیست‌های کشورمان می‌بایست با دقت‌نظر بیشتر با موضوع جنگ‌طلبی علی‌اف مواجه شوند. این‌که ایران به عنوان نیروی متجاوز و پیش‌دست در حمله شناخته شود، شاید همان رخدادی باشد که ماجرای روس‌ها در اوکراین را نیز برای ما تکرار کند
برای دفاع از منافع و امنیت ملی هر اقدامی که ضرورت داشته باشد، باید صورت بگیرد، اما به نظر می‌رسد استراتژیست‌های کشورمان می‌بایست با دقت‌نظر بیشتر با موضوع جنگ‌طلبی علی‌اف مواجه شوند. این‌که ایران به عنوان نیروی متجاوز و پیش‌دست در حمله شناخته شود، شاید همان رخدادی باشد که ماجرای روس‌ها در اوکراین را نیز برای ما تکرار کند

میدان جنگ الهام علی اف‌

اقتصاد۲۴-  روسیه از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ (۵ اسفند ۱۴۰۰) درگیر جنگی فرسایشی با اوکراین شده است. طی یک سال گذشته امکان وقوع درگیری نظامی، در قالب حمله چین به تایوان به اوج رسیده و طی چند روز گذشته شاهد برگزاری مانوری از سوی پکن هستیم که در آن حمله و محاصره تایوان شبیه‌سازی شده است. در ۸ ماه گذشته نیز به شکلی بی‌سابقه تنش‌های میان جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران به اوج رسیده است. جنگ‌طلبی‌های الهام علی‌اف و دیگر دولت‌مردان باکو علیه ایران، ناظران را به این باور رسانده که ادامه وضعیت کنونی فضا را به سوی وقوع جنگ میان دو کشور پیش می‌برد.

به گزارش فرارو، روند مذکور طی چند وقت اخیر پای فرضیه‌ای بحث‌برانگیز را به محافل رسانه‌ای و ناظران سیاسی باز کرده است. فرضیه‌ای بر این مبنا که سناریویی مشابه با وارد کردن روسیه تحت فرمان ولادیمیر پوتین به باتلاق جنگ اوکراین، برای کشور‌های ایران و چین نیز در حال پی‌ریزی است. برای چینی‌ها میدان تایوان برگزیده شده و برای ایران میدان جمهوری آذربایجان. حال پرسش این است که سناریوسازی‌ای مشابه با داستان حمله مسکو به اوکراین برای پکن و تهران، تا چه اندازه مبنایی واقعی و امکان تحقق دارد؟

روسیه، چین و ایران سه کشوری هستند که در صحنه معادلات بین‌المللی به عنوان بازیگران ناسازگار با ایالات متحده آمریکا و شاید با اندکی تسامح کلیت مجموعه غرب شناخته می‌شوند. اگر این سه بازیگر را دشمن یا رقیب واشنگتن در نظام جهانی معرفی نکنیم، می‌توان آن‌ها را مجموعه بازیگران نامطلوب از سوی کاخ سفید مورد بازخوانی قرار داد. استدلال فرضیه سناریوسازی برای تکرار داستان اوکراین برای چین و ایران، این است که استراتژیست‌های آمریکایی این سه بازیگر را هدف گرفته‌اند.

آن‌ها معتقداند در وضعیت جدید، بر خلاف سال‌های بعد از پایان جنگ سرد (۱۹۹۱) که آمریکا در مقام بازیگر هژمون، نقش پلیس بین‌الملل را ایفا می‌کرد، جهان به سوی چند قطبی در حال حرکت است. قدرت ایالات متحده در صحنه جهانی تضعیف شده و بازیگرانی همچون چین، هند و حتی اروپا به عنوان ابر قدرت‌های جدید در حال ظهور هستند. در چنین وضعیتی است که استراتژیست‌های سیاست خارجی آمریکا برای حفظ جایگاه یا در حالت حداقلی تضعیف بازیگران ناسازگار با خود در صحنه نظام بین‌الملل دست به کار شده‌اند.
از دیدگاه طرفداران این فرضیه، آمریکایی‌ها با واقف بودن به تغییرات موازنه قوا در نظام جهانی بازیگران متعارض خود را هدف گرفته‌اند. آن‌ها با تحریک ولادیمیر پوتین، روس‌ها را وارد جنگی فرسایشی کردند که تا کنون هزینه‌های بزرگی را بر آن‌ها تحمیل کرده است.

حتی برخی معتقدند که دولت بایدن از وارد کردن روسیه به میدان جنگ اوکراین، بازگشت وحدت به جبهه کشور‌های حوزه آتلانتیک را هدف‌گیری کرده بود که در تحقق آن‌هم موفق بود. چرا که بعد از حمله روسیه به اوکراین، از یک سو، گرایش برخی کشور‌های اروپایی برای نزدیکی و تقویت مناسبات با مسکو به پایین‌ترین سطح ممکن رسید و از سوی دیگر، اروپایی‌ها بار دیگر زیر لوای ایالات متحده آمریکا متحد شدند. در باب ایران و چین نیز برخی از ناظران سیاسی بر این باور هستند که اتاق فکر‌های آمریکا سناریویی مشابه را در دستور کار قرار داده‌اند.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *