به گزارش خبرگزاری آنا، سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران، سالهاست که به دور از عقلانیت راهبردی و صرفا بر اساس ترکیبی از بحرانهای داخلی، شکستهای انباشته و نیاز مزمن به «دشمنسازی» پیش میرود. هر بار که واشنگتن در داخل با بنبست مشروعیت، شکاف اجتماعی یا رسوایی سیاسی مواجه میشود، ناگهان نام ایران دوباره به تیتر اول اتاقهای فکر امنیتی بازمیگردد؛ گویی تهدید بیرونی، مسکّنی موقت برای زخمهای درونی آمریکاست.
در این چارچوب تهدید نظامی علیه ایران گزینه همیشگی آمریکا بوده و هست که البته باید گفت این نیز علامت ضعف است. قدرتهای مطمئن، نیاز ندارند هر روز از «اقدام قاطع» سخن بگویند. اما آمریکا، گرفتار افول تدریجی هژمونی، ناچار است با بزرگنمایی خطر ایران، هم افکار عمومی داخلی را بسیج کند و هم متحدان مردد خود را در مدار تبعیت نگه دارد.
مسئله اینجاست که این بازی تکراری، دیگر کارایی سابق را ندارد. ایرانِ امروز،شبیه سه سایر کشورهای منطقه و جهان نیست که با چند ناو و بیانیه تهدیدآمیز به صف شود. واشنگتن با سیاستی حرکت میکند که بیش از آنکه بازدارنده باشد، تحریککننده است و بیش از آنکه راهحل بسازد، بحران تولید میکند.
