به گزارش خبرنگار گروه بین الملل خبرگزاری آنا، سقوط دومینوی مقامات در بریتانیا، از تالارهای پارلمان تا دفتر دبیر کابینه، پرده از حقیقتی هولناک برداشته است: فساد در غرب، یک لغزش فردی نیست بلکه یک ضرورت ساختاری است. پرونده جفری اپستین ثابت کرد که نخبگان سیاسی و اقتصادی غرب، نه بر اساس قانون، بلکه بر مدار پیوندهای پنهان و بهره کشی از ضعیفترین قشرهای جامعه (کودکان و زنان) به انسجام رسیدهاند. این شبکه، تجسم عینی فلسفهای است که در آن قدرت هیچ مهار اخلاقی نمیشناسد و تنها زمانی لب به اعتراف میگشاید که تعفن فاجعه از دیوارهای کاخ باکینگهام و داونینگ استریت بیرون زده باشد.
کریس ورمالد و اسلاف او در واقع نگهبانان این پارچه پوسیده بودند که سالها با واژههایی نظیر شفافیت نهادی بر جنایات سازمان یافته لایههای فوقانی قدرت سرپوش گذاشتند. از منظر فلسفه سیاسی، این لحظه، لحظه افشای هیولای لیبرالیسم است؛ هیولایی که در داخل به پدوفیلی سیستماتیک و در خارج به حمایت از نسل کشی در غزه مشغول است، اما کماکان تریبون اخلاق را رها نمیکند.
قطعنامه علیه ایران
