
اقتصاد۲۴- چند وقتی است در رسانهها و محافل سیاسی صحبتهای فراوانی راجع به دالان به اصطلاح زنگزور میشود. این دالان بخشی از جورچین بزرگ ژئوپلیتیک است که از خود قفقاز فراتر میرود. در بررسی این دالان، آن چه در اول باید از آن اجتناب کنیم تمرکز بر روی خود دالان است چرا که زنگزور در اصل شبیه به کلیدی است که جعبهای پیچیده از معادلات را در درون خود دارد و تمرکز بر روی کلید مانع از فهم آن چه درون این جعبه است خواهد شد. نکته دوم، اما اجتناب از برخورد احساسی است که ایجاب میکند تا بحث جنگ میان ایران و باکو را تنها به عنوان یکی دیگر از اهرمها ببینیم. در عین هشیاری، هوشیاری و احتیاط، وقوع جنگ میان ایران ۸۵ میلیونی و جمهوری باکو ۱۰ میلیونی برای باکو که همچنان مشغول جنگ در جبههای دیگر با جمهوری ایروان ۳ میلیونی است میتواند به منزله خودکشی سیاسی برای باکو و ضربه اخلاقی-حیثیتی برای ایران باشد. جنگها همیشه با هدف آغاز میشوند. هدف باکو از شروع درگیری با ایران چه میتواند باشد؟ آیا باکو اصلا قادر به اعمال فشار نظامی بر روی ایران است؟! هدف ایران از وقوع درگیری نظامی چه خواهد بود؟ در حالی که کشورمان به تازگی توانسته به آرامشی نسبی در مرزهای غربی برسد و در مرزهای شرقی به دنبال همزیستی با طالبان است، دلیلی ندارد تا مرزهای شمالی خود را با ورود به جنگ ناآرام کنیم. قطعا باکو هر آن چه میتواند را انجام خواهد داد تا وارد درگیری نشود و ایران هم همه همت خود را به کار خواهد گرفت تا به منطقهای شیعه و مردمانی ایرانی حمله نکند. پس بیایید با هم به دور از تبلیغات رسانهای به بررسی موضوع دالان زنگزور و مسائل پشت پرده آن بپردازیم.
آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا باکو از اسرائیل سلاح میخرد؟ دلیل اول مربوط به جنگ لابی هاست. نظام سیاسی ایالات متحده و همچنین بعضی از کشورهای اروپایی به بازیگران محلی، ملی و بین المللی اجازه پیشبرد اهداف خود از طریق لابی گری را میدهد. چند سالی میشود که لابی ارمنی با لابی یونانی و لابی باکو با لابیهای یهودی و ترکیهای گروه بندی کرده و اهداف مشترکی را دنبال میکنند.
شاید مثال دیک گفاردت، رئیس اسبق اکثریت نمایندگان دموکرات مجلس آمریکا مثال جالبی از لابی گری باشد. زمانی که گفاردت عضو مجلس بود، مرتبا خود را به عنوان فردی که طرفدار حقیقت و عدالت است معرفی میکرد و با نوشتن نامه، حمایت از طرحها و انجام کارهای مختلف برای اعلام «کشتار ارامنه» به عنوان «نسل کشی ارامنه» تلاش میکرد. درست بعد از پایان دوره نمایندگی وی بود که دولت ترکیه با پیشنهاد میلیونها دلار وی را به عنوان لابی گر استخدام کرد. بعد از آن بود که جفردت با چرخشی آشکار در دیدگاه سیاسی خود تاثیر به سزایی در مقابله با هرگونه تلاش برای به رسمیت شناختن «نسل کشی ارامنه» داشت!
از جمله افرادی که برای لابی گری با ترکیه در دوران مختلف قرارداد امضا کرده اند میتوان به پورتر گوس، رئیس اسبق سازمان سیا، تام داشله، رئیس اسبق اکثریت نمایندگان دموکرات در سنا، پول مانافورت، مدیر برنامههای انتخاباتی دونالد ترامپ و همچنین میشل فلین، مشاور امنیت ملی آمریکا نام برد. البته آن چه لابی گری میخوانیم تنها مربوط به امضای قرارداد با افراد و موسسات پرنفوذ نمیشود بلکه این فعالیتها شامل تاسیس مراکز فرهنگی، اختصاص کمک هزینه تحصیلی به دانشگاه ها، همکاری با شرکتهای مشاوره، پرداخت کمک هزینه به روزنامه نگاران و فعالان رسانه و دعوت از افراد و گروههای مختلف برای شرکت در همایشها یا سفرهای تفریحی هم میشود.
در سال ۱۹۹۹ میلادی بود که الهام علیف پسر حیدر علیف رئیس جمهور سابق باکو در سفر به ایالات متحده اظهار داشت: «حالا ما هم در ایالات متحده صاحب لابی هستیم و آن جامعه یهودیان است» وی همچنین در ادامه گفته بود که «هرچقدر هم که لابی ارمنی قوی باشد، فکر میکنم لابی یهودی قویتر [از آن]است.»
اغلب لابی یهودی را با آیپک میشناسند. اما لازم به یادآوری است که لابی یهودی فراتر از آیپک است که به تنهایی قادر به اعمال نفوذ با این ابعاد در ایالات متحده و جهان نیست. تنها در خود ایالات متحده بیش از ۶۰ سازمان بزرگ و کوچک وجود دارد که به صورت یکجانبه مشغول ارتقای منافع اسرائیل در آمریکا و در عین حال در تلاش برای به حاشیه راندن ایران و مسئله فلسطین با ارعاب و ساکت کردن منتقدان هستند.
در سال ۲۰۱۹ میلادی بود که مستندی در الجزیره راجع به لابی یهودیان پخش شد که در بخشی از آن داوید اوکس، موسس بنیاد «ها لِو» که بخشی از فعالیت آن مربوط به تشویق جوانان برای شرکت در همایش سالانه آیپک است دیده میشد. به گفته اوکس، در لابی گریهای این بنیاد حتی از فلسطین هم صحبت نمیشود چرا که فلسطین موضوع بی اهمیتی است و موضوع اصلی ایران است که آنها میخواهند همه تمرکز و توجهات بر روی آن باشد. وی توضیح میداد که چگونه در دیدار با بعضی از اعضای کنگره پاکتهایی حاوی ۲۰ کارت اعتباری به عنوان هدیه داده میشود. در این راستا، بعضی از اعضای کنگره حتی مبالغی تا ۲۰۰ هزار دلار هم دریافت کرده اند. حدود ۴ میلیارد دلار کمک ایالات متحده به اسرائیل (کمک نظامی مستقیم و همچنین برای انجام تحقیقات در این بخش) تنها یکی از نتایج لابی گری یهودیان در آمریکاست!
باکو از روابط خود با ترکیه برای جلب حمایت اسرائیل، متحد تاریخی آنکارا استفاده کرده است. در حالی که نگاه غرب به روابط ارمنستان با ایران و روسیه همواره با سوء ظن همراه بوده، روابط باکو با اسرائیل و ترکیه که عضو ناتوست توانسته دستاوردهای خوبی برای باکو داشته باشد.
به عنوان مثال، توسعه روابط با رژیم صهیونیستی به باکو اجازه داده تا از این رژیم سلاحهای پیشرفته خریداری کند. به دلیل قدرت لابی ارمنی، ایالات متحده و کشورهای اروپایی از فروش سلاحهای پیشرفته به باکو خودداری میکنند. همین هم سبب شده تا ترکیه، اسرائیل و پاکستان تبدیل به منابع اصلی تامین کننده سلاح باکو شوند. در تحقیقاتی که روزنامه صهیونیستی هاآرتص بر اساس دادههای پروازی که در اختیار عموم است انجام داده، در طول هفت سال گذشته ۹۲ پرواز از طرف شرکت هوایی سیلک وِی میان جمهوری باکو و پایگاه هوایی اُودا در اراضی اشغالی انجام شده. اُودا تنها پایگاه هوایی در سرزمینهای اشغالی است که اجازه حمل و نقل سلاح و مهمات از آن داده میشود. این پروازها وظیفه انتقال تجهیزات نظامی از رژیم صهیونیستی به باکو را بر عهده داشته اند که بر اساس دادههای موسسه صلح استکهلم، از سال ۲۰۱۶ تاکنون تقریبا ۷۰ درصد از سلاح و مهمات ارتش باکو را تشکیل داده اند.
در مقابل، باکو به رژیم صهیونیستی اجازه انجام عملیاتهای شناسایی و خرابکارانه در داخل ایران را داده است. حتی گفته میشود که ماجرای سرقت اسناد هستهای ایران هم از طریق باکو انجام شده است. در عین حال، گفته میشود که باکو به رژیم صهیونیستی اطمینان داده تا در صورت رویارویی نظامی با ایران، این رژیم امکان استفاده از پایگاههای هوایی در این جمهوری را داشته باشد. همچنین، باکو مسئول تامین ۳۰ تا ۴۰ درصد از نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی بوده که از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیحان به سرزمینهای اشغالی منتقل میشود.
