تاکنون آثار متعددی درباره پیاده روی اربعین از سوی نویسندگان مختلف به رشته تحریر درآمده است.
جوان آنلاین: تاکنون آثار متعددی درباره پیاده روی اربعین از سوی نویسندگان مختلف به رشته تحریر درآمده است. نکته جالب اینکه در طول این مسیر اتفاقات حیرتانگیزی رخ میدهد که هر سال با سال قبل متفاوت هستند؛ این تنوع اتفاقات در کنار نوع قلم و تألیف آثاری که نویسندگان در قالبهای متنوع آنها را خلق میکنند، بسیار شنیدنی و خواندنی هستند. برای کسانی که هنوز پیادهروی اربعین را تجربه نکردهاند و جزو جاماندگان محسوب میشوند یا کسانی که حدفاصل بین نجف تا کربلا را زندگی کردند شش اثر خواندنی و پر چالش را به صورت ذوقی دسته بندی کردهایم.
به گزارش جوان، در روزهایی که موضوع پیادهروی اربعین و کربلا رفتن و نقل خاطرات زیارت در سالهای قبل مانند بیتوته کردن در مواکب، چای عراقی و چهره خندان کودکان عراقی که در مسیر ایستادهاند، حلاوت و حرارتی بیشتر از گرمای مرداد ماه دارد، شش کتاب اربعینی را که در قالبهای متنوعی مانند سفرنامه، شعر و عکس تألیف شدهاند، برای مطالعه پیشنهاد میکنیم. این گزینش ذوقی شامل «خس بیسروپا» به قلم حمید حسام، «پاکستان» نوشته جمعی از نویسندگان، «بُدو دجله، بدو» اثر معصومه صفاییراد، «پیاده تا خورشید» اثر علیرضا قزوه، «پنجرههای تشنه» نوشته مهدی قزلی و «پیاده آمدهام» اثر سیداحسان باقری میشود.
خس بیسروپا
کتاب «خس بیسروپا» به نویسندگی حمید حسام، پنجاهمین اثر مکتوب حوزه هنری استان همدان است که در آن خاطرات حمید حسام از پیادهروی اربعین ۱۴۳۶ هجری قمری به نگارش درآمده است.
در بخشی از متن کتاب آمده است: این آغاز سفری است که قرار است ما را به «معراج اربعین» ببرد. فیالمجلس دفتر یادداشتم را باعجله باز میکنم و، چون قرار است منزل به منزل تا اربعین بنویسم، سفر را با این جملات آغاز میکنم: «مثل همیشه جا ماندهام و قرار بود خودمان را به میدان عاشورا برسانیم و نرسیدیم، ولی با تأخیر به میدان کربلا رسیدیم. درست مثل عملیات بیتالمقدس ۲ در سال ۶۶، در زمستان پربرف ماووت عراق که فردای عملیات رسیدیم». حمید قمری، حسین کاشانی، علیرضا نادری و علی اسماعیلی پکر و گرفته بودند که وارد شدم. عباس نوریان، مسئول واحد دیدهبانی، لبخندی زد و گفت: «دیر آمدی حمید، دیر آمدی! تو مثل طایفه بنیاسد هستی که خودشان را به کربلا رساندند، ولی خیلی دیر». کتاب خس بیسروپا در ۱۶۷ صفحه و بهای ۹۸ هزار تومان راهی بازار نشر شده است.
پاکسِتان
«پاکستان» مجموعه روایتی از لحظههای ناب خدمتگزاری به زائران پاکستانی اربعین حسینی است؛ زائرانی که با سختی فراوان، قلب مشتاق خود را به کربلای امام حسین (ع) میرسانند و خیابانهای عراق را با قدمهای خود مزین میکنند. این مجموعه روایت در اربعین سال گذشته و همزمان با حضور زوار پاکستانی در استان سیستان و بلوچستان به کوشش جمعی از نویسندگان حلقه روایتنویسی «ترانگ» حوزه هنری استان نگاشته شده است.
نویسندگان این مجموعه نیز محسن حسنزاده، سوگند سالار، امیررضا انتظاری، ملیحه نیکبخت، فاطمه رضایی، رضوان جهانتیغی، محدثه حیدری، رحیمه ملازاده، زینب کردستانی و فاطمه شوشتریان هستند. در بخشی از متن کتاب آمده است: «این روش و غذای مندرآوردی منه. قضیه داره. به چند سال پیش برمیگرده. بهت که گفتم؛ از اون وضعیت آشپزخونه که شبیه هر چیزی بود جز آشپزخونه. گاز و دیگ هم زیاد نبود. ما بودیم و یک دیگ و یک گاز و بیست هزار زائر. اون روزا هیچوقت یادم نمیره. در عرض سه چهار ساعت، باید برای بیست هزار زائر غذا درست میکردم. منم یهو این فکر به سرم زد که همه مواد رو سرخ کنم و یکجا شیش کیسه برنج رو توی دیگ چپه کنم و همه رو یکجا با هم دم کنم. همه گفتن نکن، خراب میشه. دلم رو زدم به دریا و شروع کردم. نمیشد زائرا بیغذا بمونن که. باید سریع دیگ رو بعد از دم کشیدن پرس پرس خالی میکردیم تا باز دیگ بعدی رو بار میذاشتیم. تا ظهر با همین روش نزدیک پنجاه کیسه برنج رو برای زوار آماده کردم! اینقدر خوب از آب دراومد و طعمش خوب شده بود که بچهها اسمش رو گذاشتن «اکرمپلو»!
انتشارات سوره مهر، کتاب پاکستان به قلم جمعی از نویسندگان را به کوشش احسان قائدی وانانی در ۱۶۴ صفحه و بهای ۲۰۰ هزار تومان منتشر کرد.
بُدو دجله، بُدو
«بدو دجله، بدو» نه فقط یک سفرنامه، بلکه یک تجربه است. صفاییراد، شما را با خود به یکی از عمیقترین سفرهای معنوی و فرهنگی میبرد: سفر اربعین به عراق. این کتاب، فقط روایت گامهای پای پیاده بهسمت کربلا نیست، بلکه پلی معنوی است که شما را از زندگی روزمره به دل تجربیاتی میبرد که هم شخصی و هم جهانشمول هستند.
نویسنده در هر صفحه، خواننده را در سفری غنی از لحظات انسانی، دیدارهای ناب و فرهنگی عمیق غرق میسازد و با دقت، جلوههایی از عراق را به تصویر میکشد که کمتر در رسانهها دیده میشود.
در بخشی از متن کتاب آمده است: «عراق کشور دجله بود و بغداد شهر دجله. دجله مثل ماری از بالا تا پایین شهر خزیده بود؛ مثل پیچک روی دیوار؛ مثل زنجیر نازک گردنبندی که روی گردن دوشیزه جوانی پیچیده و زیباترش کرده بود. یاد حرف آدمهایی افتادم که در زمان صدام و با هزار مکافات راهی زیارت کربلا شده بودند. بغداد نقطه حساس سفر بود. گلی بود که جلاد توی مشتش داشت و نمیخواست چشم ایرانی جماعت به آن بیفتد. تمام مسیری که اتوبوسهای زائران ایرانی از بغداد گذر میکرد، پردهها باید کشیده بود و سرک کشیدن و دزدکی نگاه کردن به عروس صدام گناهی بود نابخشودنی. من، اما حالا بعد از بیستواندی سال خیرهخیره به رخ این عروس زل زده بودم!» کتاب بدو دجله، بدو به نویسندگی معصومه صفاییراد در ۲۶۴صفحه و بهای ۱۷۵هزار تومان منتشر شده است.
