تابوت‌های گران‌قیمت آمریکا در جغرافیای اقتدار ایران

گزاره بنیادین صلح‌طلبی مقتدرانه، فراتر از یک موضع‌گیری دیپلماتیک، در واقع نخ تسبیح دکترین دفاعی ایران در سده جدید است. در حالی که کانون‌های قدرت در غرب همچنان بر طبل منسوخ سلطه دریاپایه می‌کوبند، تهران با بازتعریف جغرافیای امنیت و تکیه بر پیوند‌های ارگانیک منطقه‌ای، بن‌بستی استراتژیک برای مداخله‌گران خلق کرده است.
تابوت
گزاره بنیادین صلح‌طلبی مقتدرانه، فراتر از یک موضع‌گیری دیپلماتیک، در واقع نخ تسبیح دکترین دفاعی ایران در سده جدید است. در حالی که کانون‌های قدرت در غرب همچنان بر طبل منسوخ سلطه دریاپایه می‌کوبند، تهران با بازتعریف جغرافیای امنیت و تکیه بر پیوند‌های ارگانیک منطقه‌ای، بن‌بستی استراتژیک برای مداخله‌گران خلق کرده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، راهبرد کلان ایران در قبال همسایگان، به‌ویژه در محور تهران – بغداد، از لایه سنتی همجواری به سطح پیوستگی استراتژیک ارتقا یافته است. این درهم‌تنیدگی که درحال حاضر به اوج خود رسیده، عملاً هرگونه طراحی برای خلق گسل‌های امنیتی را با شکست ساختاری رو‌به‌رو کرده است. توافقنامه‌های امنیتی نوین و پروژه‌های زیرساختی فراملی، تنها ویترین این واقعیت هستند؛ حقیقت پنهان، شکل‌گیری یک پدافند غیرعامل منطقه‌ای است که در آن، امنیت نه به عنوان یک کالای وارداتی، بلکه به مثابه یک تولید مشترک بومی تعریف می‌شود.

در این هندسه، پدیده‌هایی نظیر راهپیمایی‌های عظیم آیینی، نقش یک رزمایش قدرت نرم بی‌بدیل را ایفا می‌کنند که هیچ ناوگان متجاوزی قادر به رمزگشایی یا مقابله با آن نیست. این تجمع اراده‌ها، دستگاه‌های محاسباتی پنتاگون را که صرفاً بر متغیر‌های فیزیکی متمرکز هستند، دچار فلج ادراکی کرده است. وقتی امنیت توسط ساکنان بومی و بر اساس منافع مشترک تعریف شود، حضور یگان‌های فرامنطقه‌ای از یک ضریب بازدارندگی به یک عنصر مزاحم و در دسترس تنزل می‌یابد که تنها کارکردش، تحریک تنش برای بقای کارتل‌های تسلیحاتی است.

ابطال منطق باروت

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *