وولف، ابتدا میخواست نام کتابش را «ساعتها» بگذارد ولی در نهایت نام آن را «خانم دالووی» گذاشت و حالا کانینگهام به دنبال برآورده کردن آرزوی نویسنده محبوبش بود. او تصمیم گرفت رمانی به نام «ساعتها» بنویسد تا از این طریق به نویسنده محبوبش ادای دینی کرده باشد
جوان آنلاین: چه میشود اگر نوشتن، راهی برای بقا باشد؟ اگر یک رمان، نهتنها روایتگر ذهن انسان، بلکه بازتابی از خود زندگی نویسندهاش باشد؟ خانم دالووی، شاهکار ۱۹۲۵ ویرجینیا وولف، پاسخ این پرسشها را بهگونهای ارائه میدهد که هنوز هم در ادبیات مدرن طنین دارد. اما مایکل کانینگهام، نویسنده امریکایی معاصر، در رمان تحسینشدهاش ساعات (۱۹۹۸) نهتنها به خانم دالووی ادای احترام میکند، بلکه گفتوگویی بینامتنی و زنده با آن برقرار میسازد؛ از دل واژههای وولف، سه شخصیت زن خلق میکند که در سه دهه متفاوت، درگیر همان مسائلی هستند که وولف تمام عمرش با آنها دست به گریبان بود: افسردگی، خستگی از نقشهای اجتماعی، خودکشی و عطش معنا.
اقتباس از رمان «ساعتها» مایکل کانینگهام ماجرای عجیبی دارد. کتابی که بر اساس داستان «خانم دالووی» ویرجینیا وولف نوشته شد و توانست دو جایزه پولیتزر و جایزه پن/ فاکنر را ببرد. ماجرای نوشتن رمان «ساعتها» یکی از اتفاقات جالب دنیای ادبیات است. قبل از پرداختن به چگونگی نگارش و اقتباس از رمان «ساعتها» باید کمی به عقب برگردیم و به سالهای زندگی نویسنده معروف انگلیسی، ویرجینیا وولف سفر کنیم.
«خانم دالووی» پنجمین رمان وولف به حساب میآید و نویسندهاش تصمیم داشت بعد از انتشار «سفر دریایی» و «شب و روز» که نوشتههایی سنتی به حساب میآمدند، اثری مدرن مانند «اولیس» جویس بنویسد. کتاب در اواخر سال ۱۹۲۵ منتشر شد تا یکی از متفاوتترین داستانها در آن زمان به انتشار برسد.
روایتی از زندگی ۳ زن
