
زهرا روحبخش_ کمبود پزشک، نه تنها اثربخشی زنجیره ارجاع را به چالش میکشد، بلکه دستیابی به عدالت در سلامت را نیز با ابهام روبهرو ساخته است. این گزارش، با اتکا به دادههای رسمی، ابعاد این خلأ ساختاری و پیامدهای آن بر چشمانداز سلامت کشور را بررسی میکند.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، نظام پزشک خانواده و ارجاع در ایران، که رویکردی مترقی در مدیریت سلامت عمومی به شمار میرود، سالهاست به عنوان یکی از اهداف کلان وزارت بهداشت مطرح است. این نظام با هدف ساماندهی دسترسی به خدمات درمانی، ارتقاء پیشگیری، کاهش مراجعات غیرضروری به سطوح تخصصی و مدیریت بهینه هزینهها طراحی شده است.
هسته مرکزی این طرح، پزشک خانواده است که به عنوان «دروازهبان» نظام سلامت عمل کرده و مسئول ارائه مراقبتهای اولیه، پایش سلامت و ارجاع بیماران به سطوح بالاتر مراقبتی در صورت لزوم است. با این حال، اثربخشی این زنجیره ارجاع، به شدت به وجود و دسترسی کافی به پزشکان متخصص در سطح دوم و سوم خدمات وابسته است.
طبق آمار رسمی، ظرفیت پذیرش دستیار تخصصی در سالهای اخیر حدود ۲۲۰۰ نفر در سال بوده است. این در حالی استنارسایی پزشک خانواده بدون پزشک متخصص که بنا بر اعلام منابع رسمی از جمله کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، کشور به بیش از ۶۰۰۰ پزشک متخصص در سال نیاز دارد. ندگاری در مناطق محروم حیاتی است.
در نهایت، توسعه زیرساختهای درمانی و فناوری از اهمیت ویژهای برخوردار است. سرمایهگذاری در تجهیز و مدرنسازی بیمارستانها و مراکز درمانی در مناطق محروم، و همچنین توسعه پایلوتهای جدی برای Telemedicine (پزشکی از راه دور) و مشاوره آنلاین با متخصصان، میتواند بخشی از بار کمبود فیزیکی متخصص را کاهش دهد. بدون پر کردن این خلأ ساختاری در نیروی انسانی متخصص و اصلاح توزیع آن، نظام ارجاع در برنامه پزشک خانواده به پتانسیل کامل خود دست نخواهد یافت. این معضل، نه تنها کارایی نظام سلامت را کاهش میدهد، بلکه به نابرابری در دسترسی به خدمات درمانی دامن زده و از تحقق “عدالت در سلامت” جلوگیری میکند. حل این چالش، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای آینده سلامت کشور است.
