
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ شانزدهم آذر ۱۴۰۴، رئیسجمهور به دانشگاه شهید بهشتی رفت. انتظار ساده بود: در اوج بحران ارزی، دستکم چند جمله درباره دلار ۱۲۳ هزار تومانی از زبان عالی ترین مقام اجرایی کشور شنیده شود؛ درباره ریالی که هر روز آب میرود. اما جلسه مسیر دیگری رفت. از طرحها و وعدهها گفتند، اما از مهمترین عدد این روزهای زندگی مردم نه.
این سکوت زمانی سنگینتر میشود که به خط شروع دولت نگاه کنیم. اول شهریور ۱۴۰۳، دلار در محدوده ۵۹ هزار تومان بود. امروز، در روزهای پایانی پاییز ۱۴۰۴، روی ۱۲۳ هزار تومان ایستاده؛ یعنی ریال نصف شده.
با این حال، رئیسکل بانک مرکزی همچنان این قیمت را «نابازار» مینامد؛ در حالی که برای مردم، همین عدد است که اجارهخانه و قیمت مرغ و لبنیات و شهریه دانشگاه را تعیین میکند.
انتظار بدی نبود اگر رئیسجمهور پیش از رفتن به ولنجک، نیمنگاهی به چهارراه استانبول میکرد. بازار واقعی با سخنرانی آرام نمیشود، با سیاست درست آرام میشود.
دانشجویی که جلوی او نشسته، همان کسی است که هزینه زندگیاش مستقیم به ارز گره خورده. حق داشت بپرسد: «با این دلار ۱۲۳ هزار تومانی چه میکنید؟»;aspect-ratio:750/499″ title=”آقای رئیسجمهور؛ دلار ۱۲۳ هزار تومان شد/ کاش از دلار و ریال هم برایمان میگفتید” src=”https://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1404/9/16/2176973_733.jpg” alt=”آقای رئیسجمهور؛ دلار ۱۲۳ هزار تومان شد/ کاش از دلار و ریال هم برایمان میگفتید” width=”750″ height=”499″>
چه کسی پاسخ میدهد که چرا پول ملی اینگونه در شیب تند افتاده؟
روز دانشجو تمام شد؛ اما سؤال اصلی نه.
آقای رئیسجمهور، چرا درباره دلار ۱۲۳ هزار تومانی سکوت کردید؟ یا شاید حرف زده اید ولی پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری منتشر نکرده است!
