
سرویس اجتماعی تابناک_ سوءتفاهمی شده است انگار… چه بسا عمد و عنادی نیز در کار باشد؛ چنان مهاجرستیزمان میخوانند که وزیر کشور ما، ناگزیر به دفاع برمیخیزد، فریاد میزند: «بیش از هفتاد درصد بازگشتگان، خود خواستارِ بازگشت بودند… ما مهاجرستیز نیستیم!»
گویی واژهها و تاریخ را به بازی گرفتهاند؛ با درونیات مسموم و نگاهی معوج. میخواهند چهرهی این سرزمین را – که آغوشش به روی رنجدیدگان گشوده بود – در قاموسِ جهان، بیمروت و سنگدل تصویر کنند.
سخن گفتن از این همه گذشت، دشوار نیست. وقتی موجی چنین گسترده، جامعه را درمینوردد، یعنی زخمی کهنه ترکیده است. نهادهای جهانی و همسایهی شرقی باید بار دیگر، از سرِ انصاف، این قصه پرغصه را مرور کنند: مهاجران، از آتشِ جنگ گریختند و در سایهسارِ آرامشِ ایران، بالِ آسایش گشودند. از حقوقی بینظیر بهره بردند، از این خاک بردند و خوردند و بارور شدند. گاه نیز، دستِ یاری به سوی میزبان دراز کردند و همراه بودند. اما وقتی پس از دهها سال، قصد کردند همان شعلههایی که روزی خود از آن گریخته بودند را، به این سو شراره دهند، طبیعی است که میزبان نیز از آتش بپرهیزد. طبیعی است که میزبان در برابر ستیزهجویی مهمان اندیشه کند.
عرصه را خودشان تنگ کردند. ما سینهای فراخ داشتیم، اما آنها با تیشه ناسپاسی، ریشههای مروت را نشانه رفتند. کسی که از جنگ میگریزد بود، به گلویش پنجه انداخت! اینک پرسش اینجاست: آیا دهقان، که برخاسته و آن مرد التیامیافته و خیانتپیشه را از خانه بیرون میکند، مهمانستیز خواهد بود؟ یا مهمان، وفا را مردهپنداشت؟
مهاجران اگر تیشه به ریشهی خانمان میزنند، دیگر صبر، نه فضیلت که حماقت است! اندازهی جمعیت چندین کشور اروپایی، جمع افغانستانیها در ایران است. کدام نهاد جهانی به تمجید سخن گفته از این میزبانی؟ همین حالا هم که درگیرشان هستیم، باز هم مجالی دوباره برای دشمن فراهم شده تا به نقشهای تازهتر بیندیشد. این ها را هم ببینید.
میهمان نیز باید بداند که سفرهی اخلاق، دو پایه دارد: یک پایهاش مهرِ میزبان است، و پایهی دیگر، ادبِ میهمان. حالا بماند که تمام مهمانی و تمام میهمانان ناخوانده بودند. همسایه بودیم اما شدیم همخانه. حالا دوباره هنگامه دوری و دوستی است.
دبیر اجتماعی تابناک
