
اقتصاد۲۴- مردم روسیه در چند روز گذشته فضای پرچالش و ملتهبی را تجربه کردند که قبل از آن تنها در کتابهای تاریخ معاصر روسیه آنرا خوانده بودند، «خیانت» نیروهای داخلی در سال ۱۹۱۷ که باعث دسیسهها و درگیریهای سیاسی و تغییر دولت وقت و سرانجام نابودی ارتش روسیه و شکست در جنگ جهانی اول شد. این بار در حساسترین زمان جنگ یکساله روسیه علیه اوکراین و حامیان غربی آن بازهم اقدام شبه کودتا یوگنی پریگوژین و نیروهای تحت کنترل وی (واگنر) میتوانست خنجری سهمگین بر پیکره ملت روسیه باشد.
میتوان آغاز اختلافات نیروهای واگنر به سرکردگی سرآشپز مخصوص ولادیمیرپوتین، یوگنی پریگوژین را با وزارت دفاع روسیه و شخص «سرگئی شویگو» وزیر دفاع این کشور را در زمان عملیات الحاق کریمه به روسیه و اختلاف نظر بر سر مدل عملیاتی نیروهای مسلح و ارتش خصوصی واگنر در این منطقه دانست. در این سالها اختلافات واگنر و شویگو همانند آتشی زیر خاکستر باقی ماند تا اواسط عملیات ویژه روسیه در اوکراین که با تغییر استراتژی از سوی کرملین استفاده از ظرفیت نیروهای واگنر در آزادسازی برخی مناطق اوکراین در دستور کار وزارتدفاع روسیه قرار گرفت.
نقطه اوج کارایی نیروهای واگنر در عملیات آزادسازی شهر آرتمیفسک «باخموت» بود که ۲۲۴ روز به طول انجامید. در این مدت بارها شاهد درگیریهای لفظی بین پریگوژین و وزیر دفاع روسیه، سرگئی شویگو، بر سر استراتژیهای جنگی و نوع مقابله نیروهای روسی در جبهههای نبرد بودیم.
نقطه کانونی این اختلافات، اما در نحوه و استراتژیهای جنگی وزارت دفاع روسیه و سرگرده واگنر بود. شویگو بهعنوان وزیر دفاع روسیه از همان ابتدای جنگ اعتقاد کاملی به عملیات ویژه نظامی در اوکراین و دسترسی به اهداف عنوان شده از سوی کرملین داشت و دارد. در نقطه مقابل پریگوژین خواستار یک جنگ تمام عیار با قدرت تخریبی بالا بود و ازهمین روی بارها وزارت دفاع و شخص وزیر را به خیانت در عدم پشتیبانی مناسب لجستیکی نیروهای واگنر در خط مقدم متهم کرد و بارها در سخنان خود با لحنی تند از پوتین درخواست سلاح و حتی بمبهای اتمی تاکتیکی کرد تا بتواند در پیشرویهای خود سرزمینهای اوکراین را با خاک یکسان کند و به نوعی چیزی جز زمین سوخته باقی نگذارد.
در واقع وزیر دفاع روسیه بهعنوان فردی کارکشته و استراتژیست طرفدار جنگی آینده نگرانه است که در آن با کمترین خسارت و تلفات بتوان به بیشترین اهداف دسترسی پیدا کرد. نمونه بارز این نگرش را میتوان در تجربه جنگ چچن مشاهده کرد که در نتیجه آن اینک نیروهای چچنی را میتوان یکی از وفادارترین بخشهای نیروهای مسلح به ساختار سیاسی روسیه و شخص ولادیمیر پوتین دانست.
