عشاق سینما قصههای عامهپسند و حرامزادههای لعنتی را در حد بزرگترین شاهکارهای تاریخ سینما ستایش میکنند. جالب است بدانید که در رایگیری هر 10 سال یکبار سایت اند ساند قصههای عامهپسند در رده 137 قرار گرفته است(کلوزآپ عباس کیارستمی مثلا در رتبه 43 قرار دارد!) اما برای عشاق سینما این رتبههای منتقدان ملاک نیست و تارانتینو مفهوم معاصر سینماست. مرد تیزهوشی که از کارمند یک مغازه کرایه ویدئو در سال 92 با ساخت فیلم سگدانی همه را شیفته خود کرد.
این واقعیتی است که تسلطش بر تاریخ سینما و ژانرهای آن چیز کم سابقهای در تاریخ سینما نبوده است. ژان لوک گدار بین سالهای 59 تا 65 مجموعهای از بازخوانیهای شگفتش از ژانرها و فیلمهای کلاسیک را بدل به شاهکارهایی درخشان کرد(ازنفسافتاده، پییرو خله، دسته جدا و…) رابرت آلتمن هم در دهه 70 بازیگوشیهای خود را با ژانرهای سینمایی به نمایش گذاشت اما تارانتینو این بازخوانی را در کنار تمام مزایای کارهای گدار و آلتمن پرهیجان و مطایبهآمیز به تصویر میکشد و فیلمهایش را از آن نمایشهای خودآگاهانه و روشنفکرانه آلتمن و گدار به آثاری بینهایت سرزنده بدل میسازد.
او در مقام محبوبترین فیلمساز معاصر، چهرههایی مثل اسکورسیزی و جیمز کامرون یا برادران کوئن را کنار زده اما یک رقیب قدر انگلیسی دارد. کریس نولان که با مجموعه فیلمهای پرفروشش در یک دهه گذشته و تسلطش بر قرار دادن سیگنالهای شبه روشنفکرانه در میانه داستانهای عامهپسندش کلی هواخواه و طرفدار دارد که حاضرند شوالیه تاریکی و اینسپشن را در حد آثار عمیق فلسفی ارزیابی کنند. آنها حتی آثار نازلتری مثل پرستیژ و شوالیه تاریکی برمیخیزد را نیز شاهکار قلمداد میکنند.
