مکتب اقتصادی کلاسیک ها، حاکمیت بدون چون و چرای مکانیزم بازار بدون دخالت دولت در اقتصاد را مورد تأکید قرار می دهند اما اقتصاد دستوری دخالت دولت را در مواقعی که لازم باشد مجاز می داند.
به گزارش جوان آنلاین به نقل از مهر، بازار انحصاری ابزاری برای کنترل قیمتی میخواهد تا در حق مصرف کننده اجحاف نشود. اما این ابزار کنترل باید چگونه باشد که تولید دچار آسیب نشود و تداوم تولید وجود داشته باشد. چند دهه تجربه قیمت گذاری دولتی نشان میدهد برخی محدودیتها بیشتر به مصرف کننده و البته تولیدکننده آسیب زده است. عملکرد اصولی در بازار و حفظ و نگهداشت تولید ضروری بوده و در این باره کارشناسان عنوان میکنند در ایران نه قوانین اقتصاد سرمایه داری بر آن حاکم است و نه قوانین اقتصاد اسلامی و اقتصاد دستوری هم در آن جایگاهی دارد.
امین دلیری از کارشناسان حوزه اقتصاد و مدرس دانشگاه درباره وضعیت اقتصاد و قیمت گذاری کالاها و محصولات اساسی و استراتژیک در کشور به مهر گفت: اقتصاد ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دچار دوگانگیهای گوناگون بین اقتصاد بازار و اقتصاد برنامهای شده و این صفت شتر مرغی در مقاطع مختلف زمانی، دچار سر در گمی در اجرای برنامههای اقتصادی شده و آسیب زیادی در روند رشد اقتصادی زده و موفقیتهای پیش روی برنامه ریزان و مجریان را دچار خلل کرده است.
وی افزود: اگر اقتصاد تثبیتی را مترادف اقتصاد لیبرالی و اقتصاد برنامهای را به مثابه اقتصاد دستوری بدانیم، هر یک از مکاتب سازوکار خاص خود را دارد. مکتب اقتصادی کلاسیکها، حاکمیت بدون چون و چرای مکانیزم بازار بدون دخالت دولت در اقتصاد را مورد تأکید قرار میدهند که به اقتصاد لیبرالی در ادبیات اقتصادی اطلاق میشود، آزادیهای بدون قیود و شروط را بر بازار حاکم میکند بنابراین لیبرالیسم اقتصادی و لیبرالیسم سیاسی از تفکرات جامعه غرب است که به عنوان تفکرات بسته بندی شده به کشورهای در حال توسعه ارسال شده است. ولی اقتصاد دستوری که پایه گذار آن کنز است، به مکتب کنزین ها مشهور است، دخالت دولت را در مواقعی که لازم باشد مجاز میداند.
این کارشناس حوزه اقتصاد ادامه داد: هر دو مکتب به صورت توأمان در علوم اقتصادی حضور داشته و مورد نقد و بررسی اندیشمندان دو مکتب قرار گرفتهاند. اما لیبرالیسم اقتصادی زاییده اندیشه مکتب کلاسیکها است که پایه گذار آن آدام اسمیت پایه گذار این مکتب است. آنچه امروز در ادبیات بحثهای ژورنالیستی که مصاحبهها سروصدا ایجاد کرده، رواج اندیشه لیبرالی در قالب تفکرات التقاطی در مقابل اقتصاد دستوری است. باید جداً از اندیشههای التقاطی پرهیز کرد.
