به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۴۰۴ نه تنها از لاک پدافند سنتی خارج شده، بلکه با عبور از دکترین تمرکز تسلیحاتی، به سطح نوینی از بقای عملیاتی دست یافته است. امروز، ماهوارههای جاسوسی دشمن، تنها با شبکهای از نقاط کور و متغیر مواجهاند که هرگونه محاسبه محاسباتی آنها را به بنبست میکشاند. این بنبست، حاصل درک عمیق طراحان ما از نقاط ضعف اشراف اطلاعاتی جهانی است. دشمن که با اتکا به الگوریتمهای بینایی ماشین و هوش مصنوعی، گمان میکرد تمامی تحرکات نظامی ایران را زیر ذرهبین دارد، اکنون در برابر یک بی نظمی ساختار یافته قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن، هر چه تلاش دشمن برای رصد بیشتر میشود، ضریب خطای او بیشتر افزایش پیدا میکند. چرا که امروز ما از پدافند «ساکن و واکنشگر» به سمت پدافند «پویا و پیشدستانه» حرکت کردهایم.
دکترین نوین پدافندی که پس از جنگ ۱۲ روزه تدوین و به مرحله اجرا درآمد، واکنشی هوشمندانه به ماهیت تهدیدات جدید بود. در این ساختار، تمرکز موشکی در سیلوهای ثابت که پاشنه آشیل هر قدرت دفاعی محسوب میشد، جای خود را به پراکندگی مطلق داده است. این تغییر رویکرد صرفاً یک جابجایی تاکتیکی نیست؛ بلکه یک تغییر پارادایم در مدیریت جنگ مدرن است. در این الگوی جدید، لانچرهای متحرک در شبکهای پیچیده از نقاط پنهان قرار گرفتهاند که عملاً امکان پیشبینی موقعیت را از سیستمهای نظارتی دشمن سلب کرده است. این لانچرهای سرگردان، همچون رگهای حیاتی در کالبد جغرافیای پهناور ایران توزیع شدهاند و به جای یک مرکز ثقل آسیبپذیر، هزاران نقطهی شلیک مستقل ایجاد کردهاند. این تاکتیک، زنجیره هدفزنی دشمن را در مرحله «شناسایی و تثبیت» قطع کرده و هزینه نبرد را برای متجاوز به سطحی غیرقابل تحمل رسانده است.
این تغییر بزرگ، دیتابیس اهداف دشمن را که بر اساس مختصات خاصی طراحی شده بود را بی اعتبار کرد. مشاهده حملات کورکورانه به سیلوهای کشاورزی یا زیرساختهای غیرنظامی توسط متجاوزان، بهترین گواه بر این مدعاست که چشمان ماهوارهای دشمن در برابر استراتژی جنگ اشباح کاملاً نابینا شده است.
