افزایش تفنگداران دریایی امریکا در خلیج‌فارس؛ ادامه حضور یا هدایت از دور؟

تحلیل‌هایی که از خستگی یا استیصال امریکا از حضور در منطقه گفتند و معتقد بودند به دلیل پرهزینه‌بودن حضور امریکا در خلیج‌فارس و رقابت استراتژیک امریکا با چین در سطح جهانی، روند کاهش حضور نیرو‌های امریکایی در منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس آغاز شده است و خوشبینانه معتقد بودند شرایط برای نظم منطقه‌ای جدید با مشارکت کشور‌های منطقه و بدون دخالت امریکا فراهم شده است
تحلیل‌هایی که از خستگی یا استیصال امریکا از حضور در منطقه گفتند و معتقد بودند به دلیل پرهزینه‌بودن حضور امریکا در خلیج‌فارس و رقابت استراتژیک امریکا با چین در سطح جهانی، روند کاهش حضور نیرو‌های امریکایی در منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس آغاز شده است و خوشبینانه معتقد بودند شرایط برای نظم منطقه‌ای جدید با مشارکت کشور‌های منطقه و بدون دخالت امریکا فراهم شده است

افزایش تنفگداران دریایی امریکا در خلیج‌فارس

اقتصاد۲۴- اعزام ناو‌های جنگی و اضافه شدن ۳۰۰۰ تفنگدار دریایی امریکا به ناوگان پنجم نیروی دریایی این کشور در بحرین و نیز اعلام ارتش امریکا مبنی بر همراهی تنفگداران دریایی در کشتی‌های تجاری که از امریکا و یا به مقصد امریکا از تنگه هرمز عبور می‌کنند، در نگاه اول بر خلاف تحلیل‌هایی است که بر کاهش کنش‌گری امریکا در خلیج‌فارس به دلیل رقابت جهانی با چین، در سال‌های اخیر تاکید می‌کردند. تحلیل‌هایی که از خستگی یا استیصال امریکا از حضور در منطقه گفتند و معتقد بودند به دلیل پرهزینه‌بودن حضور امریکا در خلیج‌فارس و رقابت استراتژیک امریکا با چین در سطح جهانی، روند کاهش حضور نیرو‌های امریکایی در منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس آغاز شده است و خوشبینانه معتقد بودند شرایط برای نظم منطقه‌ای جدید با مشارکت کشور‌های منطقه و بدون دخالت امریکا فراهم شده است. در نقطه مقابل این تحلیلِ ساده‌انگارانه که حالا با این دست از اخبار و اطلاعات به سادگی هوا می‌شود، تحلیل واقع‌بینانه‌تری از کنش‌گری جدید امریکا در خلیج‌فارس ارائه می‌شود مبنی بر اینکه دولت امریکا به جای موازنه گری مستقیم از موازنه‌گری از دور (Off shore balancing) بهره می‌برد. موازنه‌گری از دور به معنای خروج نیرو‌های امریکایی از منطقه و احاله مسئولیت کامل به همپیمانان امریکا در منطقه نیست بلکه به معنای حضور «به صرفه، مدیریت‌شده و هوشمندانه» در منطقه است.

سیاست موازنه‌گری از دور را استفان والت در بحران سوریه برای کم و کیف مداخله دولت امریکا در جنگ سوریه به کار برد به این صورت که امریکا در بحران سوریه به طور مستقیم وارد جنگ نمی‌شود، اما منافع استراتژیک خود را نیز در بحران سوریه رها نمی‌کند و با استفاده از نیرو‌های همسو با امریکا در صحنه درگیری، به مدیریت بحران می‌پردازد. نیرو‌ها و پایگاه‌های امریکایی و نیز عملیات‌های هوایی امریکا علیه سوریه از همان زمان فعال شدند، اما اقدامات آن‌ها موردی و مدیریت شده بود و اکنون نیز این استراتژی در سوریه ادامه دارد.

راهبرد امریکا در خلیج‌فارس نیز همینگونه است. امریکا حضور خود را در خلیج‌فارس مدیریت می‌کند و حسب اقتضاء، نیرو‌های نظامی خود را کم و زیاد می‌کند، اما از منطقه خارج نمی‌شود. این استراتژی اتفاقأ در بطن راهبرد موازنه‌سازی از دور است. مادامی که خلیج فارس اهمیت ژئوپلتیکی خود را در ابعاد سیاسی و اقتصادی حفظ کند، حضور امریکا و رقابت ژئوپلتیکی سایر قدرت‌های بزرگ برای نفوذ در منطقه ادامه خواهد داشت.

روزانه ۱۵ تا ۲۰ نفت‌کش از تنگه هرمز عبور می‌کنند و بین ۱۷ الی ۲۲ تن نفت را به سمت امریکا، اروپا و چین حمل می‌کنند. حتی اگر اهمیت خلیج‌فارس در ابعاد صادرات انرژی هم کاهش یابد، خلیج‌فارس در کانون مناطق استراتژیک جهانی باقی خواهد ماند. اگر از منظر نظریه‌هایی مانند «نظریه هارتلند هالفورد مکیندر»، «نظریه قدرت دریایی الفرد تایر ماهان» و «نظریه ریملند اسپایکمن» به خلیج فارس نگاه کنیم نتیجه می‌گیریم این منطقه اهمیت استراتژیک خود را حفظ کرده است. از منظر این تئوری‌ها، خلیج فارس با منابع سرشار از انرژی، الگوی بی‌همتایی از یک منطقه ژئوپلیتیکی، ژئواکونومی و ژئواستراتژی است که علاوه بر دسترسی به اقیانوس هند، همزمان قابلیت پیوند با چندین منطقه راهبردی از جمله؛ شبه قاره هند، آسیای مرکزی، قفقاز و اتحادیه اروپا را داراست. همزمان خلیج فارس واجد موقعیت ارتباطی مناسب برای ارتباط میان سه قاره آفریقا، اروپا و آسیاست، ضمن آنکه اتصال دهنده دریای مدیترانه، دریای سرخ، اقیانوس هند، اقیانوس اطلس و اقیانوس کبیر نیز هست.

بیشتر بخوانید: جزئیات تفاهمات ایران و آمریکا به روایت یک مذاکره کننده سابق آمریکایی

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *