
اقتصاد۲۴- میرا قربانی فر – ۷۰ سال از کودتای ۲۸مرداد میگذرد، اما این واقعه همچنان یکی از پرمجادلهترین وقایع تاریخ معاصر ایران است. بهرغم وجود بیش از نیم قرن و انتشار مجموعه چندهزار صفحهای از اسناد داخلی و خارجی درباره کودتای ۲۸مرداد ۳۲ و شیوه سقوط مصدق، این واقعه و تبعات تاریخی آن همچنان بر سیاست و فرهنگ در ایران سایه افکنده است. شخصیت ملی مصدق به عنوان نماد استقلالخواهی و مشروطهطلبی در برابر شخصیتهای مخالف او از جمله شاه، نظامیان و قدرتهای خارجی هنوز بعد از سالها، الهامبخش تحرکات سیاسی و صف بندیهای آن است. آنچه البته در این یک دهه بیش از گذشته در بازخوانی کودتای ۲۸مرداد ۳۲ موضوع بحثهای دامنهدار بوده است، تاثیر عوامل خارجی و داخلی بر کودتاست. کودتا با نقشه و طراحی و پول سازمانهای امنیتی آمریکا و انگلیس انجام شد، اما نباید از نقش نیروهای داخلی بخصوص مجموعه مخالفان مصدق در اتحاد علیه او نیز غافل شد، اما باید تاکید کرد که کودتا نتیجه همکاری نزدیک مخالفان داخلی و خارجی مصدق بود، اگرچه نقش دولتهای خارجی، به ویژه ایالات متحده، تعیین کننده بود. کودتا در نهایت به دست مخالفان ایرانی مصدق اجرا شد، اما آنان بیش از آن از هم گسیخته و از خود و یکدیگرنامطمئن بودند که بتوانند به اتحاد عمل برسند. البته برخی از این مخالفان، از جمله شاه، حتی گمان میکردند که انگلیس پشتیبان مصدق است و در نتیجه در پیوستن به توطئه سرنگونی او مردد بودند، اما عوامل متعددی دست به دست هم داد و در مرداد ۳۲، باعث شد توازن قوای سیاسی در ایران که پس از قیام ۳۰ تیر ۳۱ به نفع مصدق و متحدانش بود، به نفع مخالفان او که حمایت غرب را در پشت سر داشتند تغییر کند.
در حادثه ۹ اسفند ۳۱ همه گروههای مذهبی را برای نخستین بار گرد هم آورد، نه در ائتلافی علنی یا تلویحی، بلکه به این شکل که همه علنا و به طور فعال نسبت به مصدق و دولت او دشمنی ابراز کردند. چند روز پیش از آن، شاه به مصدق اطلاع داده بود که قصد دارد ملکه ثریا را برای درمان نازایی به اروپا ببرد و تاکید کرده بود که موضوع باید تا خروج آنان از کشور مخفی نگه داشته شود، تا در میان مردم نگرانی ایجاد نشود. مصدق ضمن ابراز مخالفت با نظر شاه، پذیرفته بود که با او همکاری کند.
