
اقتصاد۲۴- اواخر سال ۱۳۹۱، چند روز پیش از برگزاری ششمین دوره انتخابات نظام پزشکی، زمانی که فهرست ردصلاحیت شدهها منتشر و معلوم شد اغلب چهرههای منسوب به اصلاحطلبان، در گزینش سیاسی و با حکم نهادهای نظارتی، از حضور در انتخابات منع شدهاند، یکی از جراحان معروف که عضو هیات علمی یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشور بود، برایم خاطرهای تعریف کرد: «من در دوران دانشجویی از طرفداران آقای هاشمیرفسنجانی بودم، در جلسات تحکیم وحدت شرکت میکردم و پیش از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۷۶، به عنوان یک شهروند مستقل برای آقای خاتمی تبلیغ میکردم. اواخر سال ۱۳۸۸، وقتی کامران دانشجو مسوولیت وزارت علوم را در دست داشت، من در دانشگاه علوم پزشکی [.]معاون آموزشی بودم. در جلسهای که وزرای علوم و بهداشت حضور داشتند و معاونان دانشگاهها هم دعوت شده بودند، آقای دانشجو به من گفت ما از سابقه فعالیتهای سیاسی و نظرهای شما با خبریم.
اگر از هواداری آقای هاشمی اعلام برائت نکنید، شاید مجبور به تصمیم دیگری باشیم که این تصمیم هم چندان به نفع شما نیست. من به آقای دانشجو گفتم به نظر میرسد وزیر محترم بهداشت باید در این باره تصمیم بگیرند، چون مسوولیت دانشگاههای علوم پزشکی با ایشان است. آقای دانشجو در جواب من گفت، وقتی پای منافع دولت به میان بیاید، مرزبندی مسوولیتها معنایی ندارد.. چند هفته بعد از این گفت و شنود، بنده با حکم ریاست دانشگاه از معاونت عزل شدم.»
اولین قدمها برای پاکسازی دانشگاههای کشور از نیمه دوم سال ۱۳۸۴ آغاز شد؛ چند هفته بعد از آغاز فعالیت دولت نهم. پاییز ۱۳۸۴، محمدمهدی زاهدی (وزیر علوم در دولت نهم) صدرالدین شریعتی را به ریاست دانشگاه علامه طباطبایی منصوب کرد و ریاست دانشگاه تربیت مدرس را به فرهاد دانشجو که از دوستان قدیم رییس کابینه نهم بود سپرد و عباسعلی عمیدزنجانی؛ فارغالتحصیل مدرسه علمیه حجتیه را بر صندلی ریاست دانشگاه تهران نشاند (نیمه زمستان ۱۳۸۶، فرهاد رهبر به جای عمیدزنجانی به ریاست دانشگاه تهران منصوب شد). پایان مهر ۱۳۸۴ محمود احمدینژاد در دیدار با استادان بسیجی دانشگاههای کشور، این استادان را خطاب پیام خود قرار داد و گفت: «.. بخش مهمی از فعالیت شما، انتقال فرهنگ انقلاب است.
