
اقتصاد۲۴- «شاید همین خوب است. تنهایی، همیشه تنهایی؛ از مرگِ هیچکس دلت نمیگیرد، هیچکس هم از مردنت دلش نمیسوزد، اینجوری بهتر است.»؛ این جمله از داستان «از روزگار رفته حکایت» نوشته ابراهیم گلستان، امروز که تنها چند ساعت از مرگش گذشته، حس و حال غریبی دارد. او که در واپسین روز مرداد رفت. در همان ماه کودتا، او که با حضور زیرکانه در دادگاه دکتر مصدق، تصاویری تاریخی از آن محاکمه ثبت کرد.
او که در حد فاصل زندگی از آغاز یک قرن تا پایان قرنی دیگر راهی طولانی را پیمود. از تولد، چهار سال پس از پایان جنگ جهانی اول تا تحصیل در رشته حقوق و بعد عضویت در حزب توده مانند بسیاری از روشنفکران نسل خود، همانجا که نقطه آغاز عکاسی و روزنامهنویسی گلستان نیز رقم خورد. هرچند بعدها فعالیت تشکیلاتی را بوسید و کنار گذاشت. گویا باور او به روابط ناسالم و باندبازیها و جاهطلبیهای افراد حزب این جدایی را رقم زد. گلستان در همان سال ۱۳۲۶ و هم زمان با جدایی از حزب، اولین کتاب با نام «به دزدی رفتهها» را منتشر کرد. حال وقت جدایی از شاهی مازندران، شهری که گلستان سه سال در آن فعالیت تشکیلاتی کرده بود رسید. مقصد، آبادان بود.
«من ۴ ماه مرخصی گرفته بودم آمده بودم تهران. حتی اثاثیهام را هم آورده بودم و تصمیم قطعی داشتم دیگر به شرکت ملی نفت برنگردم و در همان تهران کار خبرنگاری تلویزیونی بکنم. واقعا من درآمدم از کار فیلمبرداری خیلی بیشتر از حقوقم در تهران بود. حقوق من ۱۸۵۰ تومان بود که همان حقوق آبادان بود و حقوقهای تهران به این اندازه نبود. من هر روز که فیلمبرداری میکردم، یا یک عکس که میگرفتم، درآمدم بیشتر از حقوق ماهانهام بود. چون دستمزدم به ارز میآمد و ارز را در بازار آزاد که میفروختم، خیلی زیاد میشد. از وقتی که داستان آمدن کنسرسیوم پیش آمد، هیئتی آمد که نفت ایران را چطور راه بیندازند. من هم باید میرفتم فیلم میگرفتم…»
ابتدا کار در اداره انتشارات شرکت نفت ایران و انگلستان، ترجمه رمانهای معروف جهان برای نشریه روزانه اخبار هفته و بعد سردبیری در ایران نشریه، کار در مجله انگلیسی دیلی نیوز و در نهایت همکاری، ساخت فیلمهای مستند و تولید بروشورهای تبلیغاتی برای کنسرسیوم نفت ایران و انگلستان، از جمله فعالیتهای گلستان در آبادان بود. مسیری که ماحصل آن برای گلستان راهاندازی استودیو گلستان بود. استودیویی که گلستان در آن با ساخت آثاری درخشان، چون «خشت و آینه»، «اسرار گنج دره جنی» دریچهای تازه در سینمای مستند ایران گشود. اما چرا ابراهیم گلستان مهم است؟
