روزِ خبرنگار است؛ شما هم جدی نگیرید!

روز خبرنگار را فقط از یک جهت جدی بگیرید؛ فرصت عذرخواهی از جامعه ایست که نتوانستیم انتظاراتشان را برآورده کنیم.

روزِ خبرنگار است؛ شما هم جدی نگیرید!

مهدی محمدی کلاسر_ روزِ خبرنگار، برای من، بهانه‌ای است برای فرونهادن سر و عذرخواهی از سرزمینی که نفس‌هایش سنگین است، از آینده‌ای که در انتظار نشسته و چشم به راهِ قلم‌هایی که شاید دیر رسیدند، از مخاطبانِ وفاداری که گاه در هیاهویِ روزمرگی و دلهره های عرصه نویسندگی، نتوانستم حقِّ انتظارشان را چنان که باید، ادا کنم.

 

و خانواده‌ام… اینجا، درد عمیق‌تر است: ببخشید مرا. این سخن، نه از سرِ تعارف، که از ژرفایِ بودن است.

 

 در کوچه‌پس‌کوچه‌هایِ تنگِ زیستن، خبرنگار—پرنده‌ای با بال‌های شکسته—باز هم باید پرواز کند. چونانِ پرنده‌ای که آسمان را به یاد دارد، امّا زمین، پیوسته او را به پایین می‌کشد. ما، هیچ‌کدام از هم جدا نیستیم.

 

خبرنگار یعنی چه؟

قسط‌های عقب‌افتاده‌ات را جمع کن، دلهره‌هایت را مانند برگ‌های پاییزی روی هم بریز، خرواری استرس هم بر آن بیفزا. حالا این را با خودسانسوری و سانسورِ تحمیلی درهم بیامیز—انگار نفس‌کشیدن هم باید با اجازه‌نامه باشد. از درس و تدریس جا مانده‌ای، از امیدِ صبح که از خانه می‌زنی بیرون، تا شبی که با جیبِ خالی و دلِ پر از حرف‌های ناگفته بازمی‌گردی. انتظاراتِ مردمت، که گویی تو باید جهان را دگرگون کنی، و در پایان، هیچ‌کس راضی نیست.

 

کفش‌هایی که زودتر از پایجامه دیگران پاره می‌شوند، کوله‌باری که بر دوشت سنگینی من می‌شود و بر تن خویشتن، در هیاهویِ روزمرّگی‌های تلخ، تنها به یک چیز متوسل می‌شود: گفتن.

گفتنِ آنچه نباید گفت.

در این میان، چه فرقی می‌کند؟

سکوت هم گاهی بلندترین فریاد است.

 

و تو، مخاطبِ خسته‌تر از من… تو که با اخبارِ روز، قلبت را تکه‌تکه می‌کنی، تو که گاهی از شدّتِ خشم، روزنامه را پرت می‌کنی دور، تو که سایت را می‌بندی و به بی‌خبری پناه می‌بری…اما باش…تا سکوت، ما را نخورد. ما حرف‌های نگفته‌ی بسیاری داریم.

 

مثلا تصمیم گرفته بودم تلخ ننویسم… به جایش شما بنویسید ما بخوانیم. منتظر حرف هایتان و البته نقدهایتان هستیم.

روزِ خبرنگار؛

مهدی محمدی کلاسر؛ دبیر اجتماعی تابناک 

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *