
مهدی محمدی کلاسر- گویا این متولیان نامهربان، «روز خبرنگار» را نه برای گرامیداشت حقیقت، که برای خاکسپاری روزنامهنگاری به مسلخ بردهاند! یک میلیون تومان؟ به قدر خرید یک لنگه از یک جفت کفش درجه چندم برای پیادهروی در خیابان خبر و فرهنگ. وصلهای که اینگونه میچسبد به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
آقای وزیر! این ۱۲دلاری که بر پیشانی خبرنگاران میکوبید، گویی در اصل مهرهای تأییدی هستند بر یک نفرت فروخورده از اهالی رسانه که اینگونه رونمایی میشود. درد آنجاست که احتمالاً منتظرید تا با این صدقهتان، قلمها برای پابوسی قدمهایتان هم شرفیاب شوند و روی صفحه شما یادگاری بنویسند!
یادتان هست آن روز که نمایندگان، چونان سیلاب رمیده از کوه، از کمیسیون فرهنگی مجلس گریختند؟ به زحمت کمیسیون فرهنگی عضو گرفت و به سختی شکل کمیسیون پیدا کرد. ما از همانجا و پیش از آن، دریافته بودیم که انگار فرهنگ در این دیار، مهمان ناخواندهای است که نهتنها در را به رویش باز نمیکنند، بلکه دربانها را هم به جانش میاندازند! سینما، تئاتر، نقاشی، و حالا قلم ما… همه را با چوب بیمهری و حالا با این توهین راندهاید.
وزارت ۱۲ دلاری؛ از لپتاپ تا یک میلیون تومان!
این چه متولیای است که در هر مناسبتی از اشتباهات مسئولین، در معاونت مطبوعاتی، به ا که هوای قلم نداری، لااقل این باد نفرت را مستقیم به رخمان نکوب! ما خشمگینیم، نه از یک میلیون تومان، که از آن نگاه خالی از احترام که چون مُهری از ننگ، بر پیشانی فرهنگ این دیار نشسته. بدانید که آن که ضرر کرده، شمایید؛ با رونمایی از تدبیر ۱۰ دلاریتان.
در برابر چنین فاجعهای، دیگر تعارف روا نیست. یا همه یک میلیون تومانها را پس بگیرید، یا اگر بنای تمجید دارید، واقعاً تمجید کنید. تحقیر و توهین هیچگاه مترادف تمجید نخواهد بود. اگر شما اینگونه آموختهاید و اینگونه با شما برخورد شده است، به خودتان برمیگردد.
این نوشته را روزنامهنگاری نوشته که تاکنون ریالی از ادوار وزارت ارشاد نگرفته است. همان لیستتان را می توانید چک کنید. نه اینکه آزاده مرد و وارسته باشد؛ نه؛ حوصله کار اداری و دردسر فرم پرکردن و اینها را ندارد. بعد از بیست سال روزنامه نگاری هنوز ثبت نامش در سامانه، ناقص مانده. پس خیالتان راحت. همچنان به شخص او چیزی نمیرسد. همه چیز به شخصیت و شأن و وزارتخانه برمیگردد.
