۲۰ روز از آتشسوزی بازار جنتآباد گذشت و مالباختگان منتظر اجرایی شدن وعدهها هستند.
جوان آنلاین: آتش که خاموش شد، تازه بحران آغاز شد. بازارچه جنتآباد فقط یک سوله تجاری نبود که در شعلهها بسوزد، بلکه منبع نان صدها خانواده بود که در یک چشم بر هم زدن، ستون معیشتشان ترک برداشت. حادثهای که در چند ساعت رخ داد، اما حالا، هفتههاست سایهاش بر زندگی کسبه سنگینی میکند، در چکهایی که موعدشان رسیده، در اجارههایی که باید پرداخت شود، در سرمایهای که به خاکستر تبدیل شد و در بلاتکلیفیای که حتی سنگینتر از خود حریق، بر دوش مغازهداران مانده است.
برای خیلی از آنها، آتش به یکباره، هم قفسههای اجناسشان را سوزاند و هم سالها امید به ثبات زندگیشان را با خود برد. مغازهای که هر صبح کرکرهاش را بالا میبردند، حالا جایش را به زمینی سوخته داده. حالا این کسبه یک سؤال مشترک دارند، اینکه دوباره از کجا شروع کنند؟!
در میان دلشورهها و روایتهای سخت کسبه، مدیریت شهری از پیگیریها و جانماییهای جدید میگوید، اما روزهایی هنوز بدون درآمد میگذرد. این روزهای بیدرآمد همراه با فشار از دست رفتن زمان، برای هر مغازهدار به معنای اضطراب برای ادامه زندگی است.
اکنون، اما بازار جنتآباد، میان این دو روایت ایستاده، میان امیدی که هنوز خاموش نشده و فشاری که هر روز سنگینتر میشود. قصهای که نه فقط درباره یک حادثه شهری، که درباره دوام آوردن آدمهایی است که میخواهند دوباره کرکره مغازهشان را بالا بدهند و زندگی را از نو راه بیندازند.
