نگاهی به عوامل بحران‌ساز در قره‌باغ؛ از ترک‌ها و آذری‌ها تا حضور اسرائیل

ناصر نوبری در یادداشتی می‌نویسد: روشن است که ترک‌ها و صهیونیست‌ها با موقعیتی که به دست آورده‌اند و جای پایی که محکم کرده‌اند همراه با عطش آذری ها، مجدانه به دنبال گسترش نفوذ خود بوده و قفقاز را به یک مزاحمت فعال دائمی و خطرناک ژئواستراتژیکی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل می‌کنند.
ناصر نوبری در یادداشتی می‌نویسد: روشن است که ترک‌ها و صهیونیست‌ها با موقعیتی که به دست آورده‌اند و جای پایی که محکم کرده‌اند همراه با عطش آذری ها، مجدانه به دنبال گسترش نفوذ خود بوده و قفقاز را به یک مزاحمت فعال دائمی و خطرناک ژئواستراتژیکی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل می‌کنند.

نگاهی به عوامل بحران‌ساز در قره‌باغ

اقتصاد۲۴- ۳۰ سال پیش در زمان جنگ اول قره‌باغ، مهم‌ترین نگرانی قدرت‌های جهانی آن بود که در اثر چسبندگی ناشی از شیعه‌بودن و آذری‌بودن و علاقه عمیق مردم جمهوری آذربایجان به ایران، جنگ قره‌باغ و فشار ارمنستان منجر به اتحاد یا الحاق جمهوری آذربایجان به ایران شود؛ به‌ویژه آنکه اتحاد شوروی تازه فروپاشیده و جمهوری تازه استقلال‌یافته آذربایجان دچار بی‌ثباتی و بی‌پناهی بود. این نگرانی مشترک واشنگتن، مسکو، لندن و پاریس بود. آمریکایی‌ها جهت تمرکز و هماهنگی با مسکو، یک نماینده ویژه به نام «ونس» تعیین کرده و به منطقه اعزام کردند. مأموریت ویژه و اصلی «ونس» این بود که با هماهنگی با مسکو، پاریس و لندن، بحران را طوری مدیریت کند که مانع تحقق خطر فوق‌الذکر و نزدیکی باکو به تهران شود.

با توجه به اینکه ارمنستان بخش بزرگی از اراضی آذربایجان را در منطقه قره‌باغ و حتی بخش وسیعی از اطراف آن را اشغال کرده بود، «ونس»، دیپلماسی ایران را به سمت «بی‌طرفی منفعل» سوق داد. به این ترتیب که آتش‌بس را با حفظ مناطق اشغالی توسط ارمنستان و بدون عقب‌نشینی به مرز‌های بین‌المللی برقرار کرد و عملا وزارت خارجه ایران را هم به برقراری چنین آتش‌بسی راضی کرد. «ونس» با هماهنگی با روس‌ها برای اینکه نقش ایران را در رضایت و برقراری این آتش‌بس برجسته جلوه دهد، ایران را در نظارت بر این آتش‌بس مشارکت داد و وزارت خارجه ایران نیز خوشحال از این نقش، چند دیپلمات خود را برای نظارت بر این آتش‌بس به نقاط حائل فرستاد و آن را پرسروصدا در رسانه‌ها منعکس و به آن مباهات کرد. به این ترتیب موضع ایران در قبال بازگشت به مرز‌های بین‌المللی صرفا در لفظ باقی ماند و عملا ایران با تثبیت مرز‌های اشغالی آذربایجان توسط ارمنستان همراه شد.

ایران در زمان جنگ ایران و عراق، وقتی اراضی ایران در اشغال عراق بود، هر آتش‌بسی را بدون عقب‌نشینی و بازگشت به مرز‌های بین‌المللی رد می‌کرد و هر نوع ندای آتش‌بس در چنین شرایطی را جانبداری از عراق متجاوز برمی‌شمرد. اما در قفقاز عملا با چنین نسخه ناعادلانه‌ای برای مناقشه آذربایجان و ارمنستان همراهی کرد. این غده‌ای بود که آمریکایی‌ها با هماهنگی روس‌ها در قفقاز کاشتند و عملا ایران را در موقعیتی قرار دادند که در تثبیت اراضی اشغالی آذربایجان توسط ارمنستان همراهی کرد. به این ترتیب ایران عملا به سمت ارمنستان سوق داده شد و موجب عقده و دلگیری و نارضایتی عمیق آذری‌ها که سرزمینشان اشغال شده بود، شد.

کاشت این غده و پایان این مناقشه با چنین شرایطی، مطلوب همه قدرت‌ها شد و نگرانی قدرت‌ها از اینکه این مناقشه نهایتا موجب برجستگی نقش ایران در قفقاز و نزدیکی آذربایجان به ایران شود، مرتفع شد. ایران می‌توانست در پرتو فروپاشی شوروی با درایت از فرصت استفاده کند و به‌عنوان بزرگ منطقه و صاحب اعتبار و نفوذ تمدنی در هر دو طرف، به جای سیاست تماشاچی و «بی‌طرفی منفعلانه»، سیاست «بی‌طرفی فعال» در پیش گیرد و فشار سیاسی خود را بر ارمنستان جهت بازگشت به مرز‌های بین‌المللی حفظ کند.

بیشتر بخوانید: آینده سیاست ایران در بحران قره‌باغ؛ مقاومت از تهران در مقابل تجاوز به ارمنستان

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *