
تبریز-در دورترین روستاهای مرزی و میان پیچوخم جادههای روستایی، دو معلم فداکار با کمترین امکانات، اما با بیشترین عشق، کلاس را به دل دشت و حسینیه بردهاند تا چراغ یادگیری خاموش نماند.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها، زهرا ژرفی مهر: باد از فراز دشتهای باز مرزی میگذرد و به گنبد آبی آسمان میخورد؛ جایی که کلاس درس، سقف همیشگی ندارد و گاهی زیر آسمان خدا شکل میگیرد. اینجا روستای گِنانلوست؛ نقطهای در صفر مرزی که روزگار جنگ و سالهای دور هنوز ردّ خود را بر چادرهای عشایری و خانههای کوچک گذاشته است. اما در همین سکوت روستا، صدای ورقزدن کتابها و پرسش دانشآموزان ششنفره یک کلاس چندپایه، نوید زندگی دوباره میدهد؛ زندگیای که معلمی جوان و سختکوش، با دستان خودش زنده نگه داشته است.
او میتوانست راه سادهتری انتخاب کند و به سمت آموزش مجازی برود، اما باور داشت برخی چیزها فقط در کنار هم بودن؛ مهارت، تجربه و حتی انگیزه شکل میگیرد. حالا وقتی صدای چرخهای خیاطی در فضای حسینیه میپیچد و هنرجویان مشغول دوخت اولین طرحهایشان میشوند، برای او تمام سختی مسیر بیاهمیت میشود.
قرهداغی میگوید :دیدن رشد هنرجویانش بزرگترین پاداش این تلاشهاست. اینکه بداند شاید همین کلاسهای ساده در دل یک روستا بتواند مسیر آینده چند دختر نوجوان را تغییر دهد، برایش کافی است. سهم کوچکی در ساختن آیندهای بزرگ؛ همین چیزی است که هر روز او را دوباره راهی همان جادههای پیچوتابدار میکند.
