
در کهکشان بیانتهای مجازی، جایی که فیلترهای نوری قلبها را تسخیر میکنند، ستارهای گویا درخشیده!
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، بانوی پرادعا، با چکش کوچکش و زمزمهی همیشگی «من نور هستم، من نور هستم»، ادعا میکند که بیماریها را شفا میدهد، آینده را پیشبینی میکند و حتی قرار است سال ۲۰۳۰ با فرازمینیها چای کیهانی بنوشد! اما این قصهی پرنور، از لایوهای اینستا تا دایرکتهای میلیونی، ماجراهایی دارد که خندهدارتر از طنز کمدینهای وایرال است!
ماریتا، در لباسی که انگار از کهکشان آندرومدا قرض گرفته، با لبخندی مهربانانه از مخاطبانش میخواهد: «من را به اشتراک بگذارید تا نور به همه برسد!» او وعده میدهد که راز مشکلات زندگی، از سردرد تا دلشکستگی، در جلسات شفابخشیاش نهفته است. هیچ چیزی هم برای گفتن ندارد و اصولاً از چنین آدمی انتظار حرفی هم نیست. او احتمالاً مریض یا نهایتاً یک شیاد حرفهای است. اسم دقیقش مشخص نیست اما رسمش کاملا مشخص است.
نور و چکش
گاهی با چکشی زیر پای بیماران میکوبد، گاهی دستوپایشان را چنان میمالد که انگار قالیچه علاءالدین را صیقل میدهد! اما این فقط شروع ماجراست. ماریتا قسم میخورد که اجنه و موجودات ماورایی را قبول ندارد و میگوید: «اینها فقط سایه خوبیها و بدیهای درون ماست!» حکمتش چیست؟ نور کیهانی، نه جن و پری!
او مخاطبان رنن، با اولین سفینه فرار میکنن!»

ماریتا ترکیبی است از مبهمات و موهومات کلی، نمایشهای فانتزی و بازاریابی دیجیتال و در مجموع همه چیز و هر کاری برای پول و فالور. ادعاهایش، از شفابخشی با چکش تا گپوگفت با موجودات فضایی، بیشتر به داستانهای علمیتخیلی شبیه است. اما نمیتوان انکار کرد که او با شعار «من نور هستم» و دایرکتهای پرزرقوبرق، خلاها نیازهای معنوی جامعه را هدف گرفته و امپراتوری کوچکی ساخته.
برای خودش همایش میگذارد و بازار خوبی به راه انداخته است. همچنان میتازد؛ بیهیچ مزاحمی.
