
اقتصاد۲۴- تراژدی کودکان کار روزگار درازی است که گوشهایمان را پر کرده و لابهلای خبرهای روزانه افسوسوار و بدون توقف از آن عبور میکنیم. اما گاهی جنس این کارها فرق میکند و طعم مرگ میدهد جوری که وحشت هر روزه با زندگی بچهها آویخته میشود.
نظام طبقاتی خانوادهها باعث میشود در حالی که در بخشی از شهرها پدرو مادرها برنامههای آموزشی و تحصیلی بچهها دغدغه روزمرهشان است و در هر مرحله از رشد کودک وارد فاز جدیدی از برنامه ریزی بلند و میان مدت فرزندان خود میشوند، در جاهای دیگر کودکان برای کمک به اقتصاد خانواده وارد بازارهای کار عمدتا مخفی و پنهان میشوند با آسیبهای آشکار.
یکی از این لوکیشنهای غمزده، در استان سیستان و بلوچستان است. برای بسیاری از پدر و مادرها در این منطقه برای گذران زندگی روزمره دغدغه زیادی دارند، و گاهی این فشار به حدی است که پسربچه ۵ ساله یکباره تمام کودکی خود را رها میکند و وارد جنگ نان میشود.
آموزش در اینجا سالهاست دچار مشکلاتی شده و در گوشهای غریب رهایش کردهاند. «قادر» که از اهالی خاش است، از نبود امکانات آموزشی میگوید و اندوه بیسوادی که تا آخر عمر در قاب حسرت خانههایشان آویزان شده است: «فقر و عدم امکانات معیشتی شکافی عمیق بین درس و اهالی اینجا انداخته است که معدود خانوادههایی که توان مالی برای تحصیل بچهها دارند اجازه اتمام تحصیلات دبیرستان و دانشگاه را به بچه هایشان میدهند و الباقی روانه خیابانها و جادهها میشوند.»
مصطفی دشتی، عضو هیئت علمی دانشگاه ولایت در این باره میگوید: «متاسفانه هم در بحث مدارس و هم دانشگاه، مهمترین عامل بازدارند از تحصیل، بی پولی و فقر است. کودکان از مدارس باز میمانند تا کمک خرج باشند و دختران از دانشگاه تا به خانه بخت بروند و بار خرجشان از گرده خانوادهها برداشته شود.»
فرید شاهمرادی مدیر کارخانه نوآوری زاهدان نیز درباره تبعیض جنستی در تحصیل میگوید: «جدا از شهر زاهدان که شهری دانشگاهی است، شهرهای دیگر استان با مشکل جدی در تبعیض جنسیتی روبهرو هستند. یکی از مهمترین دلایل این اتفاق نبود امکانات و زیرساختهای آموزشی به خصوص در مقاطع متوسطه در گستردگی جغرافیایی استان به میزان متناسب است. این باعث میشود با فقر تحصیل بویژه در دوره متوسطه ابتدا برای دختران و حتی برای پسران مواجه باشیم.»
